تضارب آراء و گفتگو و تاکید بر مشترکات زمینه ساز وحدت و انزواء وهابیت

خبرگزاری شبستان: با توجه به قرار گرفتن در آستانه هفته وحدت وو لادت پیامبر اکرم (ص) فرصتی فراهم آمد تا با فرزاد جهان بین، استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) و رییس کمیته دانشگاهی کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی در خصوص لزوم مساله وحدت در جامعه اسلامی به گفتگو بپردازیم، متن زیر حاصل صحبت ها ما با مولف کتاب های “تحلیل مواضع سیاسی علمای شیعه در قبال حکومت از عدالت خانه تا کودتای رضاخان” و “مسوولیت های متقابل حکومت اسلامی و مردم در نهج البلاغه” است که از نظرتان می گذرد:
فتاوای رهبری درباره وحدت چه راهبردهای خاصی را دنبال می کند و از چه منظری وحدت را در دستور کار دارد؟

ما در آیات قرآن از جمله سوره انفال آیه ۶۴ داریم که:” وَأَطیعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم؛ و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود” یا در آیه ۱۰۳ آل عمران می خوانیم:” وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ؛ همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید”
بنابراین طبق آیات قرآن تنازع و دودستگی و تفرقه مساله ای است که موجب می شود قدرت مسلمانان از بین رفته و زمینه برای تسلط بیگانگان فراهم شود و این در حالی است که خداوند در آیه ۱۴۱ سوره نساء می فرماید:” ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا ”
لذا طبیعتا هر فردی منادی تفرقه و تشتت و نزاع باشد، در واقع او در حال از بین بردن قدرت برخاسته از وحدت است که این موضوع موجب تضعیف قدرت مسلمانان شده و زمینه را برای تسلط دشمن فراهم می کند آن هم دشمنانی که اساس بغض و کینه آنها با اسلام بوده و طبق آیه ۱۲۱ سوره بقره:” وَلَن تَرضىٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.” در حالی که یهود و صهیونیست در راس دشمنی با اسلام قرار دارند و این مهم در آیه ۸۲ سوره مائده اشاره شده است:” لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ؛ دشمن ترین مردم نسبت به کسانی که ایمان آورده اند یهود و مشرکان را می یابی.”
به نظر می رسد رهبری نیز از همین منظر به موضوع وحدت می نگرند و ایشان متوجه اند از سمتی با توجه به نشانه ها دریافته اند که قدرت سلطه استکبار رو به افول است هم از جهت اقتصادی و هم معنوی و هم شکاکیت عمیقی فلسفی که در آنها رشد کرده؛ از جهتی اسلام حرف جدیدی دارد و می تواند فرصت مناسبی برای زندگی و تلاش برای تجدید هدایتی که در مقوله بیداری اسلامی قابل مشاهده و نوید امید تازه ای بود را به دنبال داشته باشد؛ بنابراین اگر بخواهیم این اتفاق بیفتد و وحدت میان مسلمان برای جهانی شدن دین اسلام حفظ شود، باید به لوازم آن توجه کرد که یکی از آنها توجه به مواضع و اصول مشترک و پرهیز از ورود به مسائل حاشیه ای و منازعات بی حاصل است؛ لذا رهبری وحدت را یک راهبرد اساسی می دانند و معتقدند که در این راستا تاکید بر مشترکات میان مسلمانان از جمله توحید، نبوت و دوستی اهل بیت (ع) تاثیر خاصی در ایجاد وحدت دارد و نباید اختلافات را پررنگ کرد و منازعه و تشتت آفرید تا راه برای مقاصد دشمن هموار شود.
قوم گرایی، کج فهمی و تفسیر به رای و مسائلی از این دست چه تاثیرات سوئی بر بدنه وحدت دارد؟

در آیه قرآن به مساله قوم گرایی اشاره شده است: “وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ و شما را قبیله های بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید (پس در میان شما برتری نژادی نیست بلکه) مسلّما گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزکارترین شماست”(آیه ۱۳ سوره حجرات)
تنوع اقوام از نشانه های خداست و هر قوم و ملت و هر زبانی و رنگی، همه اینها مظهر قدرت خدا هستند نه ملاک برتری؛ همان طور که در انتهای آیه ملاک فضیلت تقوای انسان شمرده می شود.
اگر بنا باشد به جای مساله تقوا و برتری دادن فضایل معنوی و اکتسابی، بر یکسری ویژگی ها طبیعی مانند قومیت، تاکید و توجه داشته باشیم، قطعا جامعه به بیراهه رفته و یکی از نتایج آن تفرقه میان مسلمانان خواهد بود.
اما کج فهمی نیز از دیگر عواملی است که در جامعه مسلمین ایجاد تفرقه و اختلاف می کند؛ گاهی اوقات ما مساله ای را که می فهیم لزوما به این معنا نیست که آنچه حقیقت است که ما فهمیدیم بلکه حقیقت روشن و قابل فهم است اما ممکن است نزد برخی این وضوح آشکار نبوده یا برای روشن شدن آن بررسی و تحقیق بیشتری انجام داد؛ در این راستا اگر فهم خود را ملاک حق قرار دهیم، نه آنچه خدا اراده کرده، موجب می شود افراد در مقابل یکدیگر قرار گیرند اما اگر ملاک قرآن و روایات شد، طبیعی است در کج فهمی های خود و روشن شدن حقیقت به قرآن و روایات به عنوان فصل الخطاب مراجعه کرده و موضوع با پذیرش عمومی بدون ایجاد اختلاف رفع می شود.
در خصوص تفسیر به رای افراد نیز باید گفت گاه برخی افراد تصمیمی از پیش بر اساس حب و بغض و جهت گیری حزبی و فردی گرفته و از قرآن برای آن شاهد می آورند؛ این عملکرد باعث می شود حقیقت مغفول بماند و تششت واقع شود و هر کس حرف خود را ملاک قرار داده و وحدت از بین رود. لذا اگر جامعه اسلامی به دنبال وحدت و قدرت و عدم سلطه بیگانگان بر خود است، باید منافع شخصی و حزبی را کنار گذاشته و برای شناخت حقیقت، اراده خدا را ملاک قرار دهد.
نقش نخبگان سیاسی و اجتماعی در این بین چیست؟

کسانی که در جامعه مرجعیتی دارند، چه فکری چه سیاسی، عموم مردم در بسیاری از مسائل خود آنها را ملاک قرار داده و هر حرکت و اظهار نظر آنها در مساله ای می تواند موید وحدت یا برعکس ایجاد اختلاف کند؛ نخبگان باید این دقت را داشته باشند این اظهار نظر تا چه اندازه می تواند در جامعه بازتاب داشته و غفلت از عواقب اظهارنظرهایی که اختلاف آفرینی می کند، چه ضرری بر شاکله وحدت جامعه ایجاد می کند.
آیا می توان وحدت مذاهب را راهکاری موثر در برابر جریان اسلام هراسی دانست؟ چگونه؟

پیش از پاسخ به این سوال باید گفت وهابیت چهره ای که از اسلام به جهان ارائه می کند، چهره ای خشن و منجمد و دور از عقلانیت است، چهره ای که برای انسان و حقیقت انسان ارزشی قائل نیست، این در حالی است که پیامبر (ص) حتی با کفار دعوت به مسالمت می کند و همزیستی با اهل کتاب دارد همان طور که وقتی وارد مدینه شدند، اولین قانون اساسی را تصویب کردند، تاکید بر حقوق این افراد داشت؛ با این سیره از پیامبر (ص) چطور می شود جمعیتی به اسم دین و به دلیل عقاید مخالف به راحتی انسان ها را کشته و از بین ببرند، و در حالی که پیامبر (ص) با اهل کتاب و کفار هم زیستی و مسالمت داشت، در مورد خود مسلمانان این موضوع برعکس باشد؟! این با سیره پیامبر (ص) سازگار نیست.
اما علمای اسلام چه شیعه و چه سنی که حقیقتا علاقه مند به اسلام هستند باید با ایجاد فضایی دوستانه برای تضارب آراء و گفتگو وهابیت را که قصد ایجاد اختلاف و از بین بردن وحدت را در جوامع اسلامی دارد، به انزوا کشیده و نوع مقابله با این جریان باید فکری باشد تا با استدلال، بطلان و سست بودن عقاید آنها آشکار شود؛ از سوی دیگر علمای اسلام با تاکید بر مواضع مشترک خود باید در به انزوا کشیدن بیشتر این جریان نقش آفرینی کرده و فاصله آنها را نه تنها با اسلام بلکه با اهل سنت آشکار کنند چرا که وهابیت بسیاری از اعتقادات اهل سنت را نیز قبول نداشته و با آن سر ستیز دارند.
البته وحدت به این معنا نیست که شیعه سنی شود یا سنی شیعه یا این دو یکی شوند، بالاخره طبیعتا اختلافاتی میان شیعه و اهل سنت وجود دارد اما بسیاری از مسائل معمولا با گفتگو حل شده و پیش می رود، از طرف دیگر خدا در قرآن سوره انعام آیه ۱۰۸ می فرماید:” وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ و به معبودانی که جز خدا می خوانند دشنام ندهید که آنان هم از روی تعدّی و جهل به خدا دشنام دهند” این حکم وقتی در مورد مشرکان و غیر مسلمانان جاری است، چطور بر خود مسلمانان جاری نمی شود و افراد با چه مجوزی (چه شیعه و چه سنی) به خود اجازه می دهند به مقدسات هم توهین کنند؟! این برخوردهای افراطی و احساسی که متاسفانه گاه برخی هم تعمدا انجام می دهند، جز ضربه زدن به موجودیت دین و از بین بردن قدرت مسلمانان نیست؛ نباید فراموش کنیم که دشمن هیچ یک از ما را نمی خواهد و با ابزار توهین به مقدسات یکدیگر سعی در از بین بردن وحدت میان مسلمانان دارد. اشتراکات شیعه و سنی بیش از افتراقات آنهاست و رعایت احترام به یکدیگر از سوی طرفین، از دستورات پیامبر (ص) و بزرگان دین است.

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.