مهندسی سوال در روش تحقیق

جلسه اول کلاس روش تحقیق به موضوع مهندسی سوال و نحوه تبدیل موضوع به مسائل قابل پژوهش و طراحی سوال پژوهش به عنوان نقطه عزیمت یک پژوهش اختصاص داشت.مطالعه مقاله زیر که تالیف دکتر اشتریان عضو هیات علمی دانشگاه تهران است در این خصوص می تواند مفید باشد.

مقاله حاضر بر آن است تا با ساده نویسی، اختصار و ذکر مثالهایی در زمینه‌ی علوم سیاسی دانشجویان دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد را در شفاف شدن نخستین مرحله پژوهشی یعنی “سوال تحقیق” یاری دهد. یکی از اساسی‌ترین مراحل پژوهش که در بسیاری از موارد به آن بی‌توجهی می‌شود تهیه و صورتبندی پرسش تحقیق است. بسیار از پژوهشهای ما به نتیجه نمی‌رسد بعلت اینکه اساسا پرسش ما مبهم بوده است و یا پرسشی نداشته‌ایم.(Dunn, 1981) بسیاری از پژوهشها مسیر مشخصی را طی نمی‌کنند بخاطر اینکه اساسا مسیر آن از همان ابتدا توسط یک پرسش غیردقیق دچار ابهام است. پرسش پژوهش است که مسیر آینده کار تحقیقی را ترسیم می‌کند. پرسش پژوهش است که مرزهای تحقیق را مشخص می‌کند و نشان می‌دهد به چه موضوعاتی باید یا نباید پرداخت. برخی از نویسندگان به اهمیت سوال پژوهش پرداخته‌اند و ضرورت وجود یک سوال “روشن و بدون ابهام” را مورد تایید قرار داده‌اند به نظر کرلینجر (۱۹۸۶) و تاک من (۱۹۸۳) یک سوال باید رابطه بین متغیرها را نشان داده و در عین حال بدون ابهام و آزمون پذیر باشد (دلاور ۱۳۷۴ ، ص ۶۵) ولی آنچه که در میان نوشته‌های این نویسندگان و بسیاری دیگر[۱] به آن توجهی نشده است چگونگی دست یابی به یک سوال شفاف است.این مقاله در صدد است تا تکنیک هایی را برای شفاف سازی پرسش پژوهش نشان دهد. مخاطب این نوشتار دانشجویان دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد می باشند چرا که نویسنده در طی تدریس درس روش تحقیق در علوم سیاسی در دانشگاه های مختلف مشاهده کرده است که اصلی ترین مشکلی که فراروی دانشجویان قرار دارد ابهام در پرسش های آنان است. گویند شیئی در اطاقی گم شده بود کسان بسیاری برای پیدا کردن شی گمشده وارد اطاق می‌شدند و پس از باز کردن در و کنار زدن پرده‌ای که مقابل آن آویخته شده بود به جستجو می‌پرداختند ولی نمی‌توانستند شیئ گمشده را پیدا کنند. فقط یک نفر توانست آن را بیابد و آن هم جستجوگر موفقی بود که پس از باز کردن در, پرده‌ی آویخته شده را به کناری نزد و جستجو را از همان پرده آغاز کرد… شی گمشده به پرده ی آویخته الصاق شده بود! پرده‌ای که هیچ کس توجهی به آن نمی‌کرد و بلافاصله پس از ورود, آن را به کنار می‌زد. حکایت سوال پژوهش هم‌چنین سرنوشتی دارد پیدا کردن گمشده اصلی در پژوهش در مرحله طرح سوال نهفته است. مرحله‌ای که بسیاری ازدانشجویان و پژوهشگران تازه کار به آن بی‌توجهی می‌کنند. کسان بسیاری با طرح یک موضوع کلی و مبهم با تصور اینکه یک سوال درست در ذهن دارند به جستجوی پاسخ می‌پردازند که البته هیچگاه هم به پاسخی شفاف نمی‌رسند. بایستی به آنها نهیب زد که پژوهشٍ خود را پس از طرح موضوعی کلی شروع نکنند. پژوهش با جستجو برای تهیه یک سوال دقیق شروع می‌شود. جستجوی یک سوال دقیق و شفاف یکی از بخش های اصلی پژوهش است… برای طرح یک سوال هم بایستی به پژوهش پرداخت. چگونه می‌توان به یک سوال دقیق دست یافت؟ تفکر عمیق و پیوسته و تامل بسیار در سوال بایستی روح کلی حاکم بر جستجوی ما برای دسترسی به یک سوال شفاف باشد. برای نیل به این مقصود می‌توان از تکنیکهای عملی بهره جست. این تکنیکهای عملی ابزارهای تفکر هستند ونه خود تفکر. اندیشه ورزی را آسان‌تر می‌کنند و به راهنمایی عملی دانشجویان در دستیابی به یک سوال شفاف می‌پردازند. در این مقاله به چند تکنیک ساده ولی در عین حال ظریف و پراهمیت اشاره خواهد شد. بی‌تردید می‌توان به این تکنیک ها افزود و بسته به مشکلات خاص دانشجویان و چاره‌هایی که برای آنها می‌اندیشیم می‌توان به ابداع تکنیکهای جدید مبادرت ورزید. تکنیکهای ذیل حاصل تجربه نویسنده در تدریس درس روش تحقیق در علوم اجتماعی در مقطع کارشناسی وکارشناسی ارشد در چند دانشگاه کشور می‌باشد. انجام مطالعات مقدماتی و کلی پیرامون موضوع کلی پرسش از علم خیزد نی ز جهل بی تردید یک سوال در خلا ذهنی نسبت به یک موضوع پدید نمی‌آید و حتما پیشینه‌ای یا اطلاعاتی کلی از یک موضوع است که سوالی را در ذهن ما پدید می‌آورد اگر هیچ اطلاعاتی از چیزی نداشته باشیم طبعا سوالی نیز نسبت به آن موضوع در ذهن ما نقش نمی‌بندد. اگر از وجود حیوانی بنام دایناسور در گذشته تاریخ زمین بی‌اطلاع باشیم بی‌شک پرسشی نیز راجع به چگونگی زیست این حیوان و مشخصات آن نخواهیم داشت. پس پیشینه سوال وجود اطلاعاتی کلی, ولو ناقص نسبت به امری است و هر چه که این اطلاعات بیشتر باشد سوال ما نیز دقیق‌تر خواهد بود چرا که بر میزان نادانسته‌ها و نواقص اطلاعاتی خود وقوف بیشتری داریم و می‌دانیم که چه نمی‌دانیم. هر چه اطلاعات پژوهشگر بیشتر باشد بهتر می‌تواند حیطه نادانسته‌های خود را تشخیص دهد و مآلا می‌تواند با طرح پرسش‌های دقیق‌تر به رفع نقایص موجود در شناخت خود برآید. از اینرو توصیه می‌شود که نسبت به موضوع تحقیق بایستی مطالعاتی مقدماتی به عمل آید. پژوهشگر بایستی به مقالات و کتابهایی که به نحو کلی به موضوعی خاص پرداخته باشند مراجعه نموده و این اطلاعات را کسب نماید. این امر پژوهشگر مبتدی را نسبت به طرح سوال شفاف یاری خواهد رساند. چه بسا دانشجویانی که به انتخاب موضوعی یا طرح سوالی مبادرت می‌ورزند و از آنجا که خود اطلاعات زیادی راجع به آن موضوع ندارندتصور می‌کنند که قبل از آنان کسی به آن موضوع نپرداخته و لذا هیچ منبعی در آن زمینه وجود ندارد غافل از آنکه اینان جهل خود را تعمیم می‌دهند و در زمینه موضوع مورد نظر هیچ مطالعه مقدماتی را انجام نداده‌اند. تفکیک موضوع تحقیق از سوال تحقیق یکی از لغزشگاه‌هایی که بر سر راه پژوهشگر قرار دارد خلط موضوع پژوهش و سوال پژوهش است. موضوع پژوهش فراتر, عام‌تر و گسترده‌تر از سوال پژوهش است. از درون موضوع پژوهش می‌توان سوال های متعدد و متنوعی را برگزید. به بیان دیگر, موضوع پژوهش را می‌توان به بخشهای مختلفی که هر یک می‌توانند ما را به سوالی رهنمون نمایند تقسیم نمود. از اینرو هر پژوهشگر می‌بایستی سیری را از موضوعی کلی به سوالی ویژه, (حداقل در ذهن خود) ترسیم نماید تا بتواند حد و مرزهای دقیق سوال خود را مشخص نماید. بسیارند دانشجویانی که بدون طرح سوالی دقیق, به مطالعات نامنظم و پراکنده‌ای دست می‌زنند. مثلا دانشجویی که در باره سیاست خارجی آمریکا کار می‌کند بایستی توجه داشته باشد که سیاست خارجی آمریکا خود موضوعی کلی است که قابل تقسیم به شقوق بسیار است. باید توجه داشت که مطالعات پراکنده در باره موضوعی کلی که در بخش قبلی به آن پرداختیم بایستی هدفی را دنبال کند و آن هدف عبارتست از رسیدن به یک سوال ویژه, دقیق و شفاف. این امر مستلزم بازشناسی شقوق مختلف یک موضوع کلی است. شقوقی که هر یک نیازمند شناسایی و پژوهش مستقلی هستند و پژوهشگر موفق آنست که از شقوق مختلف یک موضوع بتواند به محدودسازی یک سوال شفاف و مشخص نایل گردد. پژوهشگر بایستی در بادی امر به این مهم توجه داشته باشد و بازشناسی جنبه‌های مختلف و شقوق متنوع یک موضوع یا یک پدیده را وجهه همت خود قرار دهد. بدون انجام این مهم, پژوهشگر خود را مواجه با انبوهی از مسایل می‌بیند که به نحوی با هم مرتبطند و پژوهشگر مبتدی از سر غفلت به مسایل و شاخه‌های مختلفی می‌پردازد و در جنگلی از سوالات دائما از شاخه‌ای به شاخه دیگر حرکت می‌کند. بنابراین تفکیک موضوع به شقوق مختلف و محدودسازی کار پژوهش به یک یا چند سوال خاص نیاز اصلی و اولیه پژوهش اجتماعی است. پژوهشگر بایستی به طرح سوالات متعددی که در دامنه ی یک موضوع قابل بررسی هستند بپردازد. هدف این تلاش فکری و ذهنی این است که پژوهشگر به تحدید و مرزبندی زمینه‌های پژوهش بپردازد و خود را در “زندان” یک سوال بیفکندو برای حل آن پا را از حیطه آن “زندان” فراتر نگذارد. به بیان دیگر, به سوالاتی که در همسایگی و در نزدیکی سوال اصلی‌اش مطرح است حتی‌الامکان نپردازدو با تعیین و مرزبندی یک قطعه زمین به مهندسی و بنای ساختمانی بپردازد و برای ساخت آن به زمین‌های همجوار خود تعدی و تجاوز نکند. به مثال بسیار ساده زیر توجه کنید: فرض کنیم یک دانشجوی تازه کار می‌خواهد به تحقیق و تفحص راجع به فردی به نام “حسین حسینی” بپردازد. در نخستین گام بایستی شقوق و جنبه‌های مختلفی را که می‌توان در باره آقای حسین حسینی به پژوهش پرداخت شناسایی نماید. آیا راجع به وضعیت خانوادگی وی می‌خواهد به تحقیق بپردازد یا راجع به مسائل اقتصادی و مالی‌اش؟ آیا راجع به خصوصیات روانی او تحقیق می‌نماید یا راجع به خصوصیات فیزیکی و جسمی نامبرده؟پس از این تقسیم‌بندی که تا حدودی برخی از شقوق و جنبه‌های محتمل موضوع شناسایی شدند فرض می‌کنیم که دانشجوی جوان موضوع خود را به خصوصیات فیزیکی و جسمی آقای حسین حسینی محدود ساخته است. اینجاست که مرحله دیگری از شفاف‌سازی و محدود سازی موضوع را شروع می‌کند و آن این است که در محدوده خصوصیات فیزیکی و جسمی آقای حسینی به شناسایی جنبه‌ها و شقوق مختلف می‌پردازد: آیا راجع به قد و وزن او و عللی که به کوتاهی یا بلندی یا به فربهی و لاغری او منجر شده است می‌پردازد؟ آیا به چشم یا موی سر و یا به گونه و بینی او خواهد پرداخت؟ آیا…؟ پس از آنکه به حد کفایتی منطقی و عرفی از شقوق مختلف فراروی خود پرده برداشت می‌تواند برای تحقیق خود سئوالاتی از این قبیل برگزیند:رنگ چشم آقای حسینی چیست؟قد آقای حسینی چند سانتیمتر است؟وزن او چقدراست؟ در این مثال بسیار ساده اگر دانشجویی بخواهد تنها یک سوال را (مثلا رنگ چشم حسین حسینی چیست؟) برگزیند باید بداند که مثلا به سوالاتی در مورد قد یا وزن یا میزان حقوق دریافتی او در ماه نباید بپردازد. اگر سوالی راجع به رنگ چشم آقای حسینی مطرح می‌شود نباید پاسخی راجع به مژه او دریافت داریم هر چند که چشم و مژه او در نزدیکی یکدیگر قرار دارند. البته در این مقاله به طرح مثال‌های ملموس‌تری در زمینه علوم اجتماعی خواهیم پرداخت اما خاصیت این مثال این است که به ساده‌ترین شکل ممکن یادآوری می‌کندکه اولا به خلط سوالات مختلف نپردازد, و ثانیا ضروری است که موضوع کلی را از سوال تفکیک نماید. هدف اساسی ما از برشماری شقوق و جنبه‌های مختلف یک موضوع رسیدن به یک یا چند سوال شفاف است که ما را محدود به حدودی مشخص بنماید تا پس از انتخاب یک یا چند سوال از لغزیدن و پرداختن به سوالات و موضوعاتی که ربط وثیقی با مساله ما ندارند پرهیز کنیم. این تقسیم بندی به این معنی نیست که حتما بایستی پژوهشگر تا آنجا به محدودسازی و خرد کردن موضوع بپردازد که با غرق شدن در جزئیات بیهوده از درک و فهم واقعی پدیده‌ها باز بماند بلکه هدف اصلی, مشخص نمودن منطقی مرزهای کار پژوهشی است. شفاف کردن سوال و از ابهام دوزی گزیدن نباید به معنی پاره پاره کردن پدیده مورد مطالعه باشد. پژوهشگر بایستی از قطعه قطعه کردن پدیده‌های اجتماعی پرهیز کند چرا که این امر منجر به نقص بیش از اندازه شناخت و دور شدن از واقعیت می‌شود. “کسانی به خطا پنداشته‌اند که مراد از مسئله مشخص مسئله‌ای است بسیار تنگ دامنه, حال آنکه مسئله مشخص مسئله‌ای است با مرزهای معین – خواه پهناور و خواه تنگ.” (آریانپور,۱۳۶۲, ص ۲۳) هنگامی که به مباحث و موضوعات اجتماعی می‌پردازیم چه بسیارند پاسخهایی نامربوط که به پرسش ها داده می‌شوند ولی بی‌دقتی پژوهشگر یا گرایشهای اخلاقی و ارزشی, او را قادر به فهم بی‌ربطی نمی‌کند. مثلا سوالی که مربوط به اختلافات ایران و امارات بر سر جزایر سه‌گانه در خلیج‌فارس و رابطه آن با امنیت ملی ج.ا.ا است با پاسخی که تنها به بیان تاریخ جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس اکتفا کرده است مواجه می‌شود. یا اینکه همین سوال با پاسخی که صرفا با طرح موضوعاتی راجع به امنیت ملی پاسخ داده می‌شود اما هیچکدام از پاسخهای فوق به بیان رابطه بین دو متغیر فوق یعنی رابطه بحران جزایر سه‌گانه و امنیت ملی ج.ا.ا. نمی‌پردازند. جدول ۱ پاسخهای مختلف به یک سوال سوال پاسخ درست غلط بحران جزایر سه گانه در خلیج‌فارس و رابطه آن با امنیت ملی ج.ا.ا پاسخ اول – پرداختن به تاریخ جزایر سه گانه خلیج‌فارس ×× “” “” “” پاسخ دوم – پرداختن به مباحث کلی امنیت ملی ×× “” “” “” پاسخ سوم – پرداختن بهرابطه مناقشه جزایر سه گانه و امنیت ملی ج.ا.ا) ×× پژوهشگری که موضوع تحقیق خود را امنیت ملی ج.ا.ا قرار داده و جنبه‌های مختلف آن را تفکیک نکرده است نمی‌داند که آیا راجع به تهدیدهای امنیتی و اطلاعاتی می‌خواهد کار کند؟ یا راجع به مسائل فرهنگی و امنیت ملی ج.ا.ا, یا راجع به اقلیت‌های قومی و پراکنش آنها و تاثیر آن بر امنیت ملی یا… (که البته هر یک از شقوق اخیر نیز قابل تفکیک به شقوق خردتری می‌باشند). بدنبال همین ابهام است که چه بسیار پاسخهایی مبهم و نامربوط داده می‌شود. تفکیک زمانی در این گونه از تفکیک, پژوهشگر می‌تواند با گزینش یک مقطع تاریخی به برش زمانی در یک موضوع مشخص مبادرت ورزد. بسیاری از موضوعات را می‌توان با کاوشی تاریخی در مقاطع مختلف مشاهده کرد مثلا تاریخ سیاست خارجی فعال امریکا در ایران به بیش از چهل سال می‌رسد. که آن را می‌توان هم در فاصله سالهای ۳۲ تا ۵۷, هم پس از انقلاب اسلامی و هم پس از خرداد ۷۶ مطالعه کرد. همین موضوع را به گونه‌ای دیگر می‌توان تقطیع کرد بدین شکل که سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در ارتباط با ایران در زمان هر یک از روسای جمهوری آمریکا قابل مطالعه است. نکته ای که تذکر آن ضروری می نماید این است که هر گونه تفکیک و تقطیع زمانی قابل قبول نیست. پژوهشگر بایستی براساس مبنایی منطقی به تقطیع زمانی مبادرت ورزد. مثلا قابل تصور است که سیاست خارجی امریکا در زمان ریگان تفاوتی شکلی و شاید ماهوی با زمان کارتر داشته باشد. چون هر یک از این دو, نماینده گرایش سیاسی خاصی در امریکا هستند. اما این مبنای منطقی مثلا در تقطیع زمانی دو سال اول ریاست جمهوری ریگان با دو سال دوم او به چشم نمی‌خورد. تفکیک محتوایی گونه دیگر تفکیک عبارت است از تفکیک محتوایی یا موضوعی. در این تفکیک محتوا و ماهیت بخشهای مختلف, ما را به تفکیک و تقطیع رهنمون می‌کند. در مثال سیاست خارجی امریکا در رابطه با ایران می‌توان به مطالعه این سیاست در زمینه‌های سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی یا نظامی مبادرت ورزید. که البته هر یک از اینها نیز خود قابل تفکیک است. مثلا سیاست اقتصادی امریکا در رابطه با ایران دامنه گسترده‌ای را در برمی‌گیرد از جمله: -۰ “تلاش امریکا برای محدود ساختن روابط اقتصادی ایران و جمهوریهای شوروی سابق”, -ㄱ “سیاستهای نفتی این کشور برای تغییر قیمت نفت” , -ㄴ و یا “سیاست آمریکا بر اعمال نفوذ بر بانک جهانی در رابطه با ایران”. مبنای منطقی تفکیک محتوایی وجود پیوستگی, هماهنگی, ربط وثیق و عدم تناقض در اجزای یک موضوع است. در مثال فوق نزدیکی جمهوری‌های شوروی سابق با ایران, وجود علقه‌های تاریخی مردم آن سامان با ایرانیان و وجود زمینه روابط تجاری و اقتصادی با آن کشورها (که می‌تواند به شکوفایی روابط اقتصادی ایران و کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه بیانجامد) اجزای هماهنگی را تشکیل می‌دهند که می‌تواند چارچوبهای اولیه تفکیک محتوایی ما را سامان دهند. اما, مثلا, سیاست اقتصادی امریکا در ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین در زمینه آنچه که مربوط به تجارت قهوه می‌باشد فاقد ربطی وثیق با سیاست اقتصادی امریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران است. تفکیک محتوایی گاه می‌تواند مقطع تاریخی گسترده‌ای فراروی پژوهشگر قرار دهد. مثلا برای مطالعه رابطه فرهنگ و سیاست خارجی امریکا پژوهشگر می‌تواند تاثیر فرهنگ امریکا را بر سیاست خارجی این کشور در دوران جنگ سرد بررسی نماید. و به یک جمع‌بندی تاریخی نایل آید و زوایا و چگونگی این تاثیر را شناسایی نماید. تفکیک مکانی و جغرافیایی گونه دیگری از تفکیک که در موضوعات علوم اجتماعی قابل تصور است تفکیک مکانی و جغرافیایی است پژوهشگر می‌تواند مطالعه خود را بر یک یا چند نقطه جغرافیایی خاص یا بر واحد سیاسی خاصی متمرکز نماید. مثلا بررسی سیاست خارجی امریکا در رابطه با یک حوزه مشخص را وجهه همت خویش قرار دهد : سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه, سیاست خارجی ایران در آمریکای لاتین و… . تفکیک چند گانه در اینگونه تفکیک پژوهشگر دو یاچند تفکیک را تواما در موضوع خود انجام می‌دهد و بدینسان وجوه مختلف یک موضوع را محدود می‌نماید. مثلا سیاست فرهنگی امریکا در رابطه با ایران در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون. در این مثال اولا, تفکیک جغرافیایی انجام شده است یعنی دو واحد جغرافیایی خاص را برگزیده‌ایم و سیاست خارجی امریکا را در رابطه با یک واحد جغرافیایی مشخص مطالعه می‌کنیم. ثانیا, با انتخاب سیاست فرهنگی امریکا به تفکیک موضوعی پرداخته‌ایم و ثالثا, تقطیع زمانی آن با انتخاب دوره زمامداری کلینتون حاصل شده است. نکته‌ای که باید تذکر داد این است که هدف نهایی ما از مبحث تفکیک, نظم بخشیدن به تفکر است. نظم در تفکر پایه‌ای برای تفکر منطقی است که خود مرحله ژرفتری در پژوهش اجتماعی است: نظم ذهنی استدلال عقلانی را تقویت می‌نماید. بی تردید نظم بخشیدن, مشخص کردن جغرافیای موضوعی, مهندسی حیطه تفکر اجتماعی و… به استحکام استدلال عقلی ما کمک شایانی خواهد کرد- و این نه به مفهوم تقطیع بی‌رویه پدیده‌های اجتماعی است. بدیهی است که پس از مشخص کردن مرزبندی‌ها و تقطیع منطقی موضوعات و کشف و استخراج سوالهای متعدد می‌توان به ترکیب پرسش‌های متعددی که پیوندهای ماهوی دارند و به شناخت کل بزرگتری می‌انجامند پرداخت. فقط هنگامی که تکثر را بازشناسی کنیم می‌‌توانیم به وحدت سوال ها و پیوند زمینه‌ها و موضوعات بپردازیم . آنچه پژوهشگر تازه کار را از دام ابهام و سرگشتگی می‌رهاند تقطیع و تفکیک است. بی‌تردید پژوهشگر متبحر با زدن پلی بر روی این تفکیک ها بسرعت می‌تواند سوالات متعددی را در قالب موضوعی گسترده طرح نماید. که این امر مستلزم تسلط پژوهشگر بر موضوع است. مثال زیر تفکیک های فوق را بصورت عینی تری نشان میدهد: پژوهشگر ابتدا موضوعی کلی را بر می‌گزیند و آن عبارتست از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا. طبیعی است که محدودیت‌های مختلفی بر سر راه یک دانشجو وجود دارد که به وی اجازه پرداختن به همه جنبه‌های سیاست خارجی آمریکا را نمی‌دهد از اینرو وی ملزم به محدود کردن خود در چارچوب مشخص‌تر و محدودتری است تا بتواند بخوبی از عهده پژوهش خود برآید. برای انجام این کار بایستی در طی چند مرحله به محدود کردن موضوع پژوهش پرداخت به گونه‌ای که هر مرحله نسبت به مرحله پیش محدود ترو شفاف‌تر باشد. از اینرو, در اولین مرحله برخی از جنبه‌های ممکن سیاست خارجی آمریکا را بر می‌شماریم تا از میان آنان یکی را برگزینیم. برخی از شقوق محتمل در این مثال عبارتند از: جبنه‌های فرهنگی, جبنه‌های نظامی, جنبه‌های اقتصادی و… . جدول ۲ مرحله اول شفاف کردن سوال پژوهش مرحله اول: شقوق مختلف سیاست خارجی آمریکا موضوع کلی االف – جنبه‌های نظامی ب – جنبه‌های فرهنگی ج – جنبه‌های اقتصادی د – … سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا سپس در دومین مرحله به گزینش یکی از جنبه‌های فوق می‌پردازیم. مثلا بنابر علاقه خود جنبه‌های فرهنگی سیاست خارجی آمریکا را برمی‌گزینیم و به بر شمردن شقوق محتمل آن می‌پردازیم: عناصر تاثیر گذار در فرهنگ سیاسی آمریکا و بازتاب آن در سیاست خارجی آمریکا, ابزارهای فرهنگی در سیاست خارجی آمریکا, بر خوردهای متقابل سیاست خارجی آمریکا و فرهنگ‌ها و تمدنهای متعارض آن, سیاست خارجی آمریکا و گفتگوی تمدنها و… . جدول ۳ مرحله ی دوم شفاف کردن سوال مرحله دوم: شقوق مختلف جنبه‌های فرهنگی سیاست خارجی آمریکا مرحله اول: شقوق مختلف سیاست خارجی آمریکا موضوع کلی الف – عناصر تاثیرگذار در فرهنگ سیاسی آمریکا و بازتاب آن در سیاست خارجی آمریکا ب – ابزارهای فرهنگی در سیاست خارجی آمریکا د – سیاست خارجی آمریکا و نظریه گفتگوی تمدنها الف – … ب – جنبه‌های فرهنگی ج – … د – … سیاست خارجی آمریکا در مرحله بعدی, کارشفاف سازی و محدود کردن سوال پژوهش را با انتخاب یکی از گزینه‌های مرحله ۲ ادامه می‌دهیم و فرض کنیم که به دلیل علاقه شخصی به انتخاب مورد الف می‌پردازیم یعنی “عناصر تاثیر گذار در فرهنگ سیاسی آمریکا و بازتاب آن در سیاست خارجی ایالات متحده”. قدم بعدی عبارت است از بر شمردن شقوق مختلف و ممکن این موضوع که دیگر از حالت کلی بدر آمده و تا حد زیادی به یک سوال شفاف نزدیک شده است. اما پژوهشگر می‌تواند برای وضوح بیشتر و عملیاتی‌تر کردن سوال, آن را در وضعیت ویژه‌ای قرار دهد و بابرشمردن و انتخاب چند عنصر در فرهنگ سیاسی آمریکا به مطالعه رابطه این عناصر و سیاست خارجی آمریکا بپردازد. عناصر ذیل در فرهنگ سیاسی آمریکا قابل شناسایی هستند: لیبرالیسم, اندیویدآلیسم ویژه‌ آمریکایی, اندیشه منجی‌گری در بین آمریکائیان و علاقه آنان به رهبری جهانی و… . جدول۴ سومین مرحله ی شفاف سازی سوال مرحله سوم : انتخاب چند عنصر از فرهنگ سیاسی آمریکا انتخاب مرحله ی دوم تفکیک انتخاب مرحله ی اول تفکیک موضوع کلی تاثیر اندیویدوآلیسم ویژه آمریکایی، لیبرالیسم ، اندیشه منجی گری و روحیه رهبری جهانی در سیاست خارجی آمریکا الف – عناصر تاثیرگذار در فرهنگ سیاسی آمریکا ب-… ج-… د -… الف – … ب – جنبه‌های فرهنگی ج – … د – … سیاست خارجی آمریکا پس از طی سه مرحله فوق فهمیده‌ایم که در پی تاثیر سه عنصر فرهنگی بر سیاست خارجی آمریکاهستیم. اما به واقع آیا به سوالی شفاف و غیر کلی دست یافته‌ایم؟ این, سوالی است که پژوهشگر بایستی همواره در ذهن خود داشته باشد. آیا از کلی بودن موضوع رهایی یافته ایم؟ و اگر پاسخ مثبت است آیا سوال ما از آفت کلی بودن زمانی نیز مصون شده است؟ بعبارت دیگر می‌خواهیم تاثیر عناصر سه گانه فوق را در چه مقطعی از زمان بررسی کنیم؟ آیا به تاثیر عناصر سه گانه فوق در دویست سال سیاست خارجی آمریکا می‌پردازیم؟ یا اینکه مثلا خود را محدود به سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست جمهوری روزولت, جرج بوش یا کلینتون می‌نماییم؟ انتخاب با پژوهشگر است ولی در هر صورت بایستی آن را از ابتدا برای خود مشخص نماید. بهتر است که پژوهشگر خود را مقید به یک محدوده زمانی مشخص بنماید تا بتواند بخوبی و به سرعت از عهده کار خویش برآید. چرا که انتخاب یک محدوده وسیع هم از دقت کار می‌کاهد و هم مستلزم اتلاف وقت بسیاری است. جدول ۵ چهارمین مرحله ی شفاف سازی سوال مرحله چهارم : تعیین یک محدوده زمانی مرحله سوم مرحله دوم مرحله اول موضوع کلی تاثیر سه عنصر از فرهنگ سیاسی جامعه آمریکا بر سیاست خارجی این کشور در زمان جرح بوش ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” در اینجا به سوالی شفاف و قابل قبول دست یافته‌ایم اما لازم به یادآوری است که بازهم پژوهشگر می‌تواند آن را محدودتر نماید و با تکیه بر یک سیاست خاص به یک سوال ویژه دست یابد: جدول ۶ پنجمین مرحله ی شفاف سازی سوال مرحله پنجم مرحله چهارم مرحله سوم مرحله دوم مرحله اول موضوع کلی تاثیر سه عنصر فرهنگ سیاسی جامعه آمریکا بر سیاست خارجی این کشور در زمان جرج بوش: نظم نوین جهانی ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” ” 

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.