رابطه با آمریکا و پرسشهایی که باید پاسخ داده شوند.

دوهفته نامه تراز؛ شماره ۱۲:موضوع مذاکره با آمریکا از جمله مهمترین موضوعاتی است که در طول سی و چهار سال  گذشته در کانون توجه قرار گرفته است.در همین خصوص ذکر چند نکته ضروری می نماید:

۱-  رابطه ایران و آمریکا مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است.اما یکی از مقاطع مهم در این مسیر، اولتیماتوم آمریکا به عنوان تنها دارنده بمب اتم در زمان هری ترومن به شوروی برای خروج از ایران بعد از جنگ جهانی دوم بود.این اقدام خاطره خوبی در ذهن ملت ایران به جا گذاشت.پس از آن روابط دو کشور رو به تزاید گذاشت و در سال ۱۳۲۶، قراردادی به ارزش واقعی ۷۰ میلیون دلار منعقد شد.اما در ادامه مسیر و بعد از روی کار آمدن مصدق در ایران، آمریکا بعد از دوره میانجیگری، عملا در کنار انگلیس قرار گرفت و سیا در اولین تجربه در سرنگونی یک دولت خارجی ، دولت قانونی مصدق را طی کودتایی طراحی شده کنار زد. روزولت در کتاب خود که در دهه ۱۹۷۰ به چاپ رساند نوشت که محمدرضا شاه پس از بازگشت از تبعید در کاخ مرمر به وی گفت که سلطنتش را بعد از خدا به آمریکا و شخص روزولت مدیون است.بعد از این مقطع، هر روز بر نفوذ آمریکا در ایران اضافه شد و سرسپردگی به آمریکا جزو کلیدی ترین شاخصهای معرفی دولت پهلوی قرار گرفت.

محمدرضاشاه عملا به تامین کننده و حافظ منافع آمریکا در منطقه تبدیل شد .وی در مصاحبه ای با یک شبکه آمریکایی رسما این موضوع را مطرح کرد که آمریکا کدامیک را بیشتر می پسندد، اینکه ایران با هزینه  و نیروی انسانی خود منافع آمریکا را تامین کند و یا اینکه آمریکا مستقیما این موضوع را بر عهده بگیرد؟در همین راستا یکی از مقامات آمریکایی اظهار می دارد که هر یک دلاری که ایران از فروش نفت به دست می آورد در مقابل دو دلار به آمریکا در ازاء خرید تسلیحات بر می گرداند.برخی از اندیشمندان در تحلیل سیاست خارجی دوره پهلوی دوم و عوامل موثر بر آن، بیش از هر عاملی بر نقش آمریکا در مکانیزم تصمیم گیری سیاست خارجی ایران تاکید می کنند. این وابستگی و حمایت بی قید و شرط  آمریکا از محمد رضا شاه در حالی بود که وی کمترین وابستگی را به ملت خود داشت.حقیقتی که سولیوان در کتاب ماموریت در ایران به هنگام تشریح خاطره خود از محمدرضا شاه در جریان جشنهای ۲۵۰۰ ساله از آن پرده برمی دارد.شاه در حالی مورد حمایت آمریکا بود که سیاه ترین پرونده را در زمینه حقوق بشر داشت.از همینرو عملا مردم نه شاه بلکه آمریکا را مسئول وضعیتی می دانستند که در ایران حاکم بود.

۲-  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که طی آن مردم برای تعیین سرنوشت خود به دست خویشتن و احیاء کرامت لگد مال شده قیام کرده بودند، آ مریکا به رفتار خصمانه خود ادامه داد و عملا نشان داد که در مقابل خواست ملت ایران ایستاده است.پذیرش شاه به بهانه بیماری در همین راستا قابل ارزیابی است.نشان دادن چراغ سبز به عراق برای حمله به ایران، حمایت تمام قد از عراق و سکوت و همراهی در قبال جنایتها، ورود مستقیم به جنگ نظامی علیه ایران، حمایت از منافقین و ضد انقلاب که دستشان به خون ۱۷۰۰۰ شهید ترور آغشته است، سرنگونی هواپیمای مسافربری و دادن نشان افتخار به فرمانده ناو سرنگون کننده، تحریم های اقتصادی و سیاسی و نظامی و  …تنها برگهایی از کتاب قطور جنایت آمریکا علیه ملت ایران است.

۳-  در نقطه مقابل این همه اقدام خصمانه، روز به روز بر اقتدار ملت ایران در عرصه های سیاسی و علمی و نظامی افزوده شده است به نحوی که ایران، امروزه به اذعان خود مقامات آمریکایی دست برتر را در تحولات منطقه دارد و از نظر علمی نیز با دارابودن جایگاه ۱۵ جهان، از متوسط رشد ۱۱ برابر بیشتر نسبت به رشد علمی جهان برخوردار است.ایران از نظر دفاعی نیز جزو قدرتمندترین و شاید قدرتمندترین کشور منطقه است.جنگهای ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و پیروزی شگفت انگیز حزب الله و حماس به روشنی و در یک مقیاس بسیار کوچک دلالت بر این نکته دارد.ایران اسلامی امروزه به کشوری الهام بخش در میان ملتهای مسلمان تبدیل شده است و تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی و نیز رشد و گسترش تکفیری گری بی شک برای نابودی هین الهام بخشی است.اینجانب خود دانشجویان مسلمان خارجی  را به دفعات دیده ام که بیانات رهبری معظم انقلاب را به زبانهای خویش ترجمه و در سایتهای خود قرار می دادند و حتی بعد از رفتن از ایران همواره پیگیر اوضاع ایرانند و دل نگران آنچه اتفاق می افتد.

۴-  ما در عرصه های سیاسی و علمی و نظامی پیشرفت های خیره کننده و معجزه آسا داشته ایم چرا در این عرصه ها بر پیشرفت درونزا و اتکا به ظرفیتهای خود تاکید داشته ایم اما مع الاسف در عرصه اقتصا د با انگیزه های اعتقادی و یا راحت طلبی و یا هر دلیل دیگری کماکان نگاهمان به ارز حاصل از فروش نفتی بوده است که نبض آن در اختیار خارج از مرزها و عمدتا ابرقدرتهاست و همین امر علی رغم تاکیدات چندساله رهبر فرزانه انقلاب امروز به نقطه آسیب پذیری تبدیل شده است.بی شک تحریم اقتصادی فلج کننده ای که آمریکا به دنبال آن است نه برای ضربه زدن به اقتصاد بلکه برای از بین بردن اقتدار ایران در عرصه سیاسی و علمی است.اقتداری که خود لازمه حل مسائل اقتصادی و بر قراری توازن بین ایران و آمریکا برای مذاکره است.از همینرو پالسهایی به آمریکائیان که نباید از حزب الله در صورت آسیب رساندن به دیگران(بخوانید رژیم غاصب صهیونیستی) حمایت کرد!و یا بیان این نکته دولت سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کرده است!دلالت بر عدم فهم همین حقیقت دارد که جز از موضع قدرت نمی توان مسائل را با آمریکا حل کرد.نمونه بارز این مساله  را می توان در فرجام تهدید به حمله به سوریه جست.

۵-  تجربه تاریخی و نیز تعمق در ماهیت استکبار به وضوح نشان می دهد که اگر حس شود برقراری رابطه از روی ضعف و استیصال است و جز از طریق این رابطه نمی توان مشکلات را حل کرد، طرف مقابل را نسبت به پیشروی و درخواست امتیازات بیشتر تشویق می کند.حقیقتی که وقایع هسته ای در سال ۸۲ به وضوح نشان داد و کار را به جایی رساند که جناب آقای دکتر روحانی در نامه ای به البرادعی از ارائه درخواستها و انتظارات تفصیلی و بلندبالای ۳ کشور اروپایی در مقابل امتیازات پیشنهادی اجمالی آنها به ایران شکوه کرد و آن را در تعارض با شان ملت بزرگ ایران دانست.

۶-  بی شک جمهوری اسلامی ایران چنانچه بارها از سوی رهبر معظم انقلاب نیز مطرح شده است آمادگی دارد در شرایط حاضر با هر کشوری به جز رژیم جعلی اسرائیل که رئیس جمهور نیز به درستی واژه آپارتاید را برای آن کم دانست مذاکره و رابطه داشته باشد . در این مساله تردیدی نیست .اما در این میان سوالاتی وجود دارد که لازم است به آنها دقت شود:

جنس مسائل فی مابین آمریکا و ایران از چه جنسی است؟آیا این شکاف فی مابین، شکاف پارادایمی و نیز نوع نگاه به هندسه آینده و نحوه اداره جهان آینده است و یا نه از جنس یکسری مسائل اقتصادی و … می باشد؟فی المثل در صورت مذاکره و رابطه آمریکا با ایران، آیا آمریکا وجود یک ایران مستقل قدرتمند را که به هیچ نحو رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت را می پذیرد؟آیا آمریکا در صورت مذاکره و رابطه، به حمایتهای ایران از حزب الله و حماس و محور مقاومت رضایت خواهد داد؟آیا اساسا ساختار قدرت در آمریکا چنین اجازه ای به آمریکا می دهد؟از ۱۳۳۲ تا کنون، آمریکا همواره در فکر تامین منافع خود بوده و بازی با حاصل جمع صفری را خواسته و رقم زده است.تکلیف تمام جنایتهایی که آمریکا علیه ملت ایران اعمال کرده است چه خواهد شد؟تکلیف ۲۵۰۰۰۰هزار شهیدی که بی گناه بر زمین افتادند و تمام ظرفیتهایی که از بین رفتند و فرصتهایی که از ملت ایران گرفته شد چه خواهد شد؟آیا آمریکا از ژست ابرقدرتی خود دست برخواهد داشت و به وجود یک ایران قدرتمند در منطقه با یک ساختار دمکراتیک اعتراف خواهد کرد؟ و آیا اساسا بنا دارد که از یک موضع برابر و متوازن با ایران، حداقل برای حل بخشی از مسائلی که قابل حل است وارد مذاکره شود؟آیا اساسا آمریکا از مذاکره با ایران به دنبال حل چه مسائلی است؟آیا واقعا اگر اثبات شود که ایران به دنبال بمب اتم نیست که خود بارها بدان اذعان کرده اند مسائل آمریکا با ایران حل خواهد شد و تحریمهای اقتصادی برداشته خواهند شد؟آیا مذاکره ما با آمریکا از روی استیصال و فقط به خاطر حل مسائل اقتصادی است ؟و یا نه مذاکره به خاطر از بین بردن تمام تهدیدها و شکل دهی جهان آینده بر اساس احترام متقابل و حق برابر است؟آیا چون آمریکا قدرتمند است پس هر کاری خواست می تواند بکند؟اگر چنین است پس چرا در اوج قدرت آمریکا ما انقلاب کردیم و در جنگ تحمیلی در مقابل همه دنیا ایستادیم؟و در تمام این سالها علی رغم خصومتهای همه جانبه آمریکا سرپاماندیم و نه تنها سر پاماندیم بلکه امروزه آمریکا برای حل مسائل خود نیازمند ماست؟

اینجانب امیدوارم روزی مسائل فی مابین ایران و آمریکا حل شود و  شاهد شکل گیری جهانی عادلانه با احترام متقابل و حقوق برابر باشیم و نیز اعتقاد دارم که می باید به دولت جدید فرصت داد و دعا کرد و کمک نمود که در این زمینه موفق شود.بی شک حداقل اثر رویکرد دولت جدید در سیاست خارجی می تواند گرفتن بهانه هایی باشد که آمریکا در لایه ظاهری خصومت خود با نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران بر آنها تاکید می کند.اما معتقدم عدم دقت به آنچه گفته شد و نیز نکاتی از این دست که مجال گفتن آن نبود و عدم ارائه پاسخهای شفاف به سوالاتی که طرح گردید می تواند این نزدیکی به آمریکا را به فرصتی برای تضعیف ایران انقلابی مسلمانی که اینک تمام داشته خود را مدیون همین حقیقت است بدل سازد.آری اگر دقیقا تمام راه به مثابه یک صفحه گسترده از ابتدا تا انتها در مقابل ما نباشد و بی تدبیر و به اتکاء برخی تغییر لحن ها وارد گود شویم، شاید نتیجه ای غیر از آنچه می خواستیم حاصل شود.

منتشر شده در جهان نیوز

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.