شهید مطهری آزاداندیشی را از مقومات تمدنی می دانست/راز افول تمدن اسلامی در نگاه استاد

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان سیزدهمین همایش ملی «حکمت مطهر» در سالن آمفی تئاتر دانشگاه صدا و سیما برگزار شد.

«فرزاد جهان بین» در این همایش طی سخنانی با اشاره به اینکه یکی از ویژگی های مرحوم شهید مطهری حساس بودن نسبت به مسایل نوپدید بود، اظهار کرد: این اندیشمند تلاش می کرد پاسخ عالمانه به پرسش ها ارایه کند، البته بیشتر از آنکه بخواهد پاسخ را بدهد اهتمامش آن بود که شیوه صحیح تفکر را آموزش دهد تا افراد در  مواجهه با مسایل مشابه بتوانند از درون جوشش فکری داشته و پاسخ تولید کنند.

عضو هیات علمی دانشگاه شاهد ادامه داد: این سیره و روال مرحوم شهید مطهری را در آثار وی از جمله در کتاب ارزشمند «خدمات متقابل اسلام و ایران» می بینیم، که با گذشت سال ها از زمان تالیف اش هنوز کتاب نویی محسوب می شود و حرف های زیادی برای گفتن دارد و هنوز استادان دانشگاه ها در مباحث مربوط به تمدن اسلامی، از این اثر استفاده کرده و به آن ارجاع می دهند.

جهان بین تصریح کرد: شهید مطهری به مناسبت های مختلفی در مورد تمدن اسلامی بحث کرده و دارای نظام فکری در این زمینه است. شهید مطهری تمدن اسلامی را یک تمدن محقق و تمدنی که روی زمین اتفاق افتاده، می دانست، تمدنی که با دعوت پیامبر(ص) به اسلام کلید خورد و اوج آن در قرن چهارم بود و فرودی داشت که از قرن پنجم آغاز شده و نهایتاً فرایند انحطاط با حمله مغول کامل می شود.

وی ادامه داد: اما سوالی که در این میان مطرح می شود آن است که این تمدن محقق و باشکوهی که وجود داشته و عالَمیان را به تواضع در مقابل خودش وا داشته، چگونه در مسیر انحطاط قرار گرفته است؟ شهید مطهری می گوید این تمدنی است که اسلام ایجاد کرده، منتهی خلفا هر کدام به میزان توجهی که به اسلام داشتند شرایط متفاوتی را رقم زدند. به بیان دیگر هر میزان که آموزه های اسلامی مورد توجه واقع شد تمدن مسلمین شکل و اوج گرفت. درست همین نقطه است که شهید مطهری میان خلفایی مثل مامون، هارون، یزید بن معاویه یا متوکل عباسی در سیر تمدن سازی تفاوت قایل می شود.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: تمدنی که به تعبیر «عبد الحسین زرین کوب» هرچند که پایتخت ظاهری اش شام و بغداد است اما در واقع پایتخت اصلی تمدن اسلامی قرآن و معارف قرآنی بوده است. درست است که اعراب مرزهای ایران را گشودند اما قلب های مردم ایران را معارف قرآن فتح کرد و ایرانیان تسلیم این معارف شدند. 

وی ابراز کرد: دعوت اسلام به علم و علم آموزی و تفکر و آزاداندیشی، مساوات و تفکر برهانی و… باعث شد نهضت عظیم علمی اتفاق بیفتند که در تمام عرصه های علمی جهان را تحت تاثیر قرار داد. بر این اساس شهید مطهری نیز بحث می کند زمانی هم که تمدن اسلامی  دچار انحطاط شد اما چون هنوز عامل تمدن ساز یعنی اسلام هست لذا هر زمانی که شرایط اش پیش بیاید می تواند یک تمدن جدید را ایجاد کرده و این تمدن را به عنوان یک زندگی برتر برای بشر عرضه کند. البته چند نکته در این میان وجود دارد که مربوط به عوامل و مقومات تمدن می شود. شهید مطهری یکی از مقومات تمدن را آزاداندیشی مطرح می کند و معتقد است باید فضایی ایجاد شود که دیدگاه های مختلف مطرح شود و از دل آن خلاقیت ها بروز یابد.

جهان بین بیان کرد: نقطه اوج تمدن اسلامی در قرن چهارم است که معاصر با حکومت شیعی آل بویه می شود این است که با اهل سنت تعامل برقرار کردند به گونه ای که مدارس آنها را تعطیل نکردند. حال این دوره و رویکرد را با دوره متوکل مقایسه کنید و اینکه برخی به دلیل آنکه معتقد بودند که قرآن حادث است، جانشان را در آن دوران از دست دادند؛ یا اگر با دوره سلاجقه و برخوردهایی که آنان با جریان هایی غیر از جریان های اعتقادی خودشان داشتند می بینیم که شرایط و نوع برخوردها چه قدر در بحث تمدن تاثیر گذاشته است.

وی خاطرنشان کرد: با این وجود اما در بحث آزاداندیشی باید دقت کرد که برای این مهم زمینه ای برای استماع ایجاد کرد و افراد دیدگاه های مختلفی را در فضای عقلانی مطرح و تبادل نظر داشته باشند. اساسا از لوازم آزاداندیشی در جامعه گسترش عقلانیت است و من در این مجال برای آشنایی هرچه بیشتر مخاطبان کتاب «دوباره در اوج» نوشته «محمدطیب صحرایی» را معرفی می کنم که از منظر شهید مطهری به مقوله تمدن پرداخته و مطالب متنوع و تحلیلی را ارایه کرده است.

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.