بچه حزب اللهی ها را دریابید.

مطلب زیر را در تاریخ یکشنبه , ۵ شهریور ۱۳۹۶ (۱۳۹۶/۶/۵) نوشتم. به مناسبت بیانات بسیار مهم  رهبری در دیدار خبرگان این مطلب را عینا بازنشر می دهم.

شیعیان نادری مانند برقعی که سنی و پس از آن وهابی شدند، نقطه عزیمت خود را نقد خرافات و بدعتها قرار دادند. اما در ادامه به خاطر تندوری و نداشتن تحلیل جامع و عمیق و ریشه یابی درست مسائل، به نفی اصل رسیدند و بالکل از تشیع بریدند.
من امروز این خطر را در رابطه با نسبت برخی حزب اللهیهای جوان احساس می کنم. تمرکز بر نقاط ضعف که بعضا نقطه ضعف هم نیستند و تحت تاثیر برخی بزرگنماییهاست و ندیدن نقاط قوت و عدم تحلیل درست در مورد ریشه ضعفها و نیز نداشتن فهم درست از ماهیت پدیده های سیاسی اجتماعی، ممکن است انها را به نفی نظام جمهوری اسلامی بکشاند.

حقیر که خود از خدای تعالی عاقبت به خیری طلب می کنم، بارها در کارگاهها و کلاسهای دانشجویان و اساتید بسیجی و حزب اللهی آنگاه که از تمدن نوین اسلامی و دولت اسلامی و … حرف زدم با برخورد استبعادی مواجه شدم.

بنده این موضوع را تهدیدی جدی می دانم. در مقاله مفصلی که در فارس منتشر شد در خصوص دستاوردها و چالش ها سخن گفتم. نگاه جامع و دیدن ضعفها و قوتها با هم و تحلیل درست از ضعفها و ریشه و راهکار رفع آنها داشتن، یک ضرورت است. حرفهای تند زدن هنر نیست. هنر این است که منصف باشیم و تلاش کنیم ضعفها و قوتها را با هم ببینیم.در این مجال فقط خواستم نسبت به این تهدید توجه دهم.

امروز اینکه همه را سیاه ببینیم و تنها نقطه روشن را رهبری معظم انقلاب بدانیم، بند کردن همه چیز به مویی است که هر لحظه می تواند پاره شود. وقتی خانواده وضع خوبی ندارند، چطور می توانیم بگوییم پدر خانواده به مسئولیتش عمل کرده است. حداقل این است که آدم خوبی است اما نتوانسته سیستم را مدیریت کند. نتیجه قهری ایجاد بدبینی، همین جنس حرفهاست. حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم.

Avatar

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.