خطر ایجاد سنت های موازی با سنت امام

در تاریخ صدر اسلام یکی از خطوط اصلی که دشمنان اسلام پی گرفتند، مرجعیت زدایی از فکر و سیره پیامبر(ص) بر خلاف منطق قرآن بود.از جمله اولین اقدامات در این زمینه را می توان اتهام هذیان گویی به پیامبر دانست.روایات متعددی که در دوره بنی امیه ساخته شده و در آنها پیامبر را در حد یک انسان عادی و بلکه پایین تر از آن معرفی کرده که در امر اداره دنیای مردم، بی تدبیر و ناکارآمد بوده در همین راستا قابل ارزیابی است.در همین مسیر، ایجاد و تثبیت سنت موازی در مقابل سنت پیامبر و انتقال مرجعیت از سنت پیامبر به آن سنت از مهمترین اقدامات بوده است. از اینرو اهل بیت و بالاخص امیرمومنان تلاش وافری برای احیاء سنت پیامبر مبذول کردند..چرا که در طول سالیان، سنت موازی ایجاد شده بود که هم عرض و بلکه بالاتر از سنت نبوی قلمداد می شد.در ذیل به نمونه هایی از این موضوع اشاره می کنم.

الف- نمازتراویح

در روایتی آمده است: زمانی که امیرمؤمنان علی (ع) در کوفه بود مردم کوفه به خدمت حضرت آمدند و امام جماعت برای نماز تراویح درخواست کردند. حضرت جواب منفی داد و آنان را از اقامه نوافل شب‌های ماه رمضان به جماعت نهی کرد. (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۷ح۱۰۰۶۶)

سلیم بن قیس هم از امیرالمؤمنین (ع) نقل می‌کند که فرمود: به خدا سوگند! دستور دادم که مردم در ماه رمضان جز بر نمازهای واجب جماعتی را بر پا نسازند و به ایشان گفتم که ادای نافله‌ها به جماعت بدعت است. برخی از لشکریانم فریاد برآوردند که ای اهل اسلام! سنت عمر تغییر کرد. او ما را از نمازهای نافلۀ ماه رمضان باز می‌دارد. تا آن جا که ترسیدم در لشکرگاه سر به شورش نهند. ( همان، ص ۴۶ ح ۱۰۰۶۵)

ب- تقسیم بیت المال:

علی علیه السلام در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر، مبنی بر اینکه «چرا در تقسیم بیت المال، بر خلاف سنت عمر، به گونه یکسان عمل کرده و سهم آنان را، بیشتر نکرده است؟» می گوید:و اما اعتراض شما که «چرا با همه، به تساوی رفتار کردم؟»، این، روشی نبود که به رأی خود و یا با خواسته دل خود، انجام داده باشم، بلکه من و شما، این گونه رفتار را، از دستورالعمل های پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلّم، آموختیم که چه حکمی آورد و چگونه آن را اجرا کرده است. پی در تقسیمی که خدا به آن فرمان داد، به شما نیازی نداشتم.

ج- اذان

وأخبرنا محمد بن عبد الله الحافظ أنا أبو بکر بن إسحاق ثنا بشر بن موسى ثنا موسى بن داود ثنا حاتم بن إسماعیل عن جعفر بن محمد عن أبیه أن علی بن الحسین کان یقول فی أذانه إذا قال حی على الفلاح قال حی على خیر العمل ویقول هو الأذان الأول

از علی بن الحسین (امام سجاد) نقل شده است که در اذان خود وقتی به حی علی الفلاح می رسید می گفت : حی علی خیر العمل و آنگاه که به او اعتراض می شد در پاسخ می گفت این اذان اول است .

د- جواز یا حرمت متعه

عبدالله معمر لیثی به امام باقر علیه السلام گفت: شنیده ام متعه را جایز می دانید. امام فرمودند: بلی! خداوند آن را جایز شمرده و سنت رسول خدا هم بر آن بوده و اصحاب هم عمل می کردند. عبدالله گفت: ولی عمربن خطاب آن را ممنوع کرد. حضرت فرمودند: بنابراین تو بر سخن رفیقت باش، من هم بر سخن و رای رسول خدا صلی الله علیه و آله استوار خواهم ماند.

ه- تکتف

کسی که اولین بار دست بسته نماز خواندن را رسم کرد فکر کرد که این، یک نوع تواضع در برابر خداوند است و برای همین , دستور داد که از آن به بعد در نمازها دست بسته باشند. . بنابراین , اهل سنت نیز این عمل را عمل پیامبر نمی دانند, بلکه عمل صحابه پیامبر بعد از رحلت نبی اکرم (ص ) می دانند و داستان آن را چنین آورده اند که وقتی که اسیران ایرانی را نزد عمر بن خطاب آوردند, عمر بن خطاب آنها را دست بسته دید و پرسید: چرا چنین کرده اید؟ گفتند: رسم ما ایرانیان این است که در برابر پادشاهانمان چنین می ایستیم . عمر بن خطاب از این حالت خوشش آمد و دستور داد از این پس در نماز چنین بایستند و مردم هم مطابق دستور عمل کردند و به این ترتیب , تکتف, سنت شد(مستند العروه , ج ۴, ص ۴۴۵ – جواهر, ج ۱۱, ص ۱۹)
شیعیان حضرت علی (ع ) براساس روایاتی که از امامان معصوم رسیده , به تکتف معتقد نیستند . برخی از روایات چنین است :-به امام صادق (ع ) یا امام باقر(ع ) گفته شد: کسی دست خود را روی دست دیگر می گذارد و نماز می خواند, حکم این چیست ؟ جواب داد: این , تکتف است و انجام نشود .

حضرت علی (ع ) فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روی دست دیگر, خود را به مجوس تشبیه نمی کند.

 

و- حرمت حج عمره در ایام حرام

عمران بن سواد می گوید : روزی نماز صبح را با عمر خواندم و پس از آن در پی او به راه افتادم .پرسید : حاجتی داری ؟گفتم : آری . نصیحت .گفت : مرحبا به تو . بگو.گفتم : تو عمره را در ماه های حج حرام کردی در حالیکه رسول خدا حلال می شمرد و ابوبکر نیز چنین نکرد .عمر گفت : این بدان جهت بود که مردم  نپندارند با انجام عمره حج تمتع از آنان ساقط است !

پرسیدم : امر دیگر آن که تو متعه زنان را حرام کردی در حالیکه رسول خدا حلال شمرده بود .عمر گفت : رسول خدا به ضرورت حلال  کرد  و پس از اینکه ضرورت از بین رفت من آن را ممنوع کرم .پرسیدم : امر دیگر آنکه تو رعیت را آزار می دهی (یعنی به تندی و خشونت با آن ها برخورد می کنی ) گفت :  ‌انا زمیل محمد !!!  یعنی من همتای محمدم !

بی شک ریشه این سنت گذاری و کم رنگ کردن مرجعیت فکری پیامبر را می توان در ایجاد نوعی امکان برای پیشبرد اهداف خود دانست.به عبارتی بدون آنکه مستقیما نام پیامبر را حذف نمی کنند چرا که شدنی نیست تلاش می کنند تا با حفظ این نام کار خود را پیش ببرند.در همین راستاست که حتی روایاتی نقل می شود که خلیفه دوم را از پیامبر هم بالاتر نشان می دهد. ادعای موافقات عمر بر نزول آیات قرآن از این باب است.

بعد از این مقدمه به این نکته اشاره می کنم که خطر ایجاد سنت موازی در مقابل سنت امام خمینی اما به نام امام خمینی یک خطر بسیار جدی و شاید جدی ترین خطر پیش روی انقلاب اسلامی باشد. قاعدتا این سنت موازی با محوریت صحابی از صحابیون امام که ظرفیت لازم برای این موضوع در وی باشد می تواند رخ بدهد.به عبارتی به جای اینکه به امام و آموزه های او تکیه کنیم به سنت صحابی تکیه کنیم و یا به جای اینکه بر خوانش ولی فقیه از امام تکیه کنیم که امام بارها و بارها بر تبعیت از ولایت فقیه تاکید کردند و اینکه تا پشتیبان ولایت فقیه باشید آسیبی به این کشور وارد نمی شود بر خوانش های دیگر از امام تکیه داشته باشیم.و به نظر تنها راه جلوگیری از این کار، تلاش برای زنده نگه داشتن و بازخوانی مستمر مکتب امام خمینی(ره) به عنوان علم راه و شاخص می باشد.

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.