برکناری مرسی؛زمینه ها و پیامها

انقلاب مردم مصر و برکناری مبارک و روی کار آمدن اخوان المسلمین و مرسی و برکناری وی از جهات عدیده ای قابل تامل و بررسی است و بی شک نقش عوامل داخلی همچون بقایای رژیم گذشته و خارجی همچون آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل می باید مورد تحلیل عمیق قرار گیرد.اما به نظر می رسد اقدامات مرسی در طول قریب به یکسال ریاست جمهوری مصر، زمینه مستعدی را برای چنین اتفاقاتی رقم زد.در ذیل به چند نمونه اشاره می گردد:

۱- دین رسمی کشور مصر اسلام می‌باشد و اکثریت مردم (۹۴ درصد) پیروان آن می‌باشند. اکثریت قریب به اتفاق مردم مصر شافعی مذهب هستند که نزدیک‌ترین مذهب اهل سنت به شیعه اثنی عشری است و همین باعث شده تا مردم مصر از یکپارچگی خوبی برخوردار باشند.سلسله فاطمیان بر اساس نهضت اسماعیلیان و بدست مردانی که ایرانی بودند در مصر بوجود آمد. این حکومت مقتدر شیعی که از سال‌های ۹۶۹ تا ۱۱۷۱ میلادی بر مصر حکومت می‌رانده‌اند، دانشگاه الازهر را که به نام حضرت زهرا (س) الازهر نامیده شده را بنا نمودند که قدیمی‌ترین دانشگاه به سبک و سیاق جدید در دنیای اسلام محسوب می‌شود.

از اواخر دهه ۱۹۴۰، نهضت جدید و منسجم‌تری شکل گرفت تا بار دیگر میان شیعیان و اهل سنت نزدیکی ایجاد شود. این نهضت مورد تأیید مرجع تقلید شیعه یعنی آیت‌الله بروجردی قرار داشت و آیت‌آلله محمدحسین کاشف‌الغطاء از مراجع تقلید نجف در عراق و علامه شرف‌الدین از مراجع لبنان از دیگرحامیان این نهضت از علمای شیعه بودند. در کشور مصر نیز نهضت یاد شده مورد تأیی شیخ عبدالمجید سلیم از دانشگاه الازهر و تعدادی از شاگردان او از جمله شیخ محمود شلتوت (رییس بعدی الازهر) و شیخ حسین البناء رهبر اخوان المسلمین قرار داشت. (۶)
در راستای نهادنیه شدن این رابطه نزدیک میان شیعه و سنی که توسط علما و مراجع دو کشور ایران و مصر صورت می‌گرفت، در سال ۱۹۴۷ “دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه ” در قاهره تأسیس شد. روند بهبود روابط دینی و مذهبی میان شیعیان و اهل سنت تا جایی پیش رفت که شیخ محمود شلتوت مفتی‌الازهر در ۱۹۵۸ و در فتوایی شیعه اثنی عشری را مکتب بر حق اعلام کرد و به دنبال این فتوا برای تدریس تشیع در الازهر کرسی اختصاص داده شد. (۷)

در همین راستا نگاه تفرقه آمیز مرسی و حمایت از سلفیها و میدان دادن به آنها که از جمله  نتایج حاصله آن می توان به قتل فجیع شیخ شحاته و ۴ نفر از شیعیان در روز نیمه شعبان که در نوع خود بی سابقه بود اشاره کرد.و از همین روی بود که البرادعی در اظهار نظری آشکار بیان داشت که خون شهید شحاته دامن مرسی را گرفت.

۲- مردم مصر علاقه وافری به انقلاب اسلامی و امام راحل از خود نشان داده اند.

انقلاب اسلامی ایران در سال‌های نخست ، عواطف بخش وسیعی از نیروهای اسلام گرای مصری را به سوی خود جلب کرده بود . تصویرهای امام خمینی در قاهره و برخی شهرهای دیگر رواج یافت و تظاهرات گسترده‌ای در مخالفت با ورود شاه به مصر به راه افتاد .

به رغم اختلاف نظر میان جریان‌های مختلف اسلامی مصر بر سر انقلاب اسلامی ایران و تحولات آینده آن ، پیروزی این انقلاب در نگاه غالب این جریان‌ها ، در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت بود . برخی گروه‌های اسلامی مصر ، از ابعاد و شعارهای فرامرزی و فراوطنی انقلاب ایران که همه مسلمانان بتوانند در سایه آن تاریخ و الگوی برتر و تحولات امت اسلامی را با این واقعیت جدید پیوند دهند ، استقبال کردند. انقلاب ایران به آنان ثابت کرد که قدرت رویارویی با نیروهای امپریالیستی و پیروزی بر آنان را دارند .

جنبش‌های اسلامی مصر از این که انقلاب ایران خواهان عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی، یعنی اراضی سال ۱۹۴۸ م و ۱۹۶۷ م شده بود، استقبال کردند و این موضع را با موضع غالب کشورهای عرب آن زمان که به عقب نشینی اسرائیل از اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷ م و اعطای حق تعیین سرنوشت به ملت فلسطین اکتفا می‌ورزیدند ، مقایسه کردند . از جمله اخوان المسلمین ، در سال ۱۹۷۹ م آشکارا انقلاب اسلامی ایران را مورد تأیید قرار داد و از پناه دادن شاه ، توسط رژیم مصر انتقاد کرد . ” عمر تلمسانی ” رهبر فقید اخوان المسلمین نیز از مخالفت جماعت‌های اسلامی در دانشگاه‌های مصر با استقبال از شاه پشتیبانی کرد . در تحلیل موضع اخوان المسلمین نسبت به انقلاب اسلامی ایران ، باید به این نکته توجه داشته باشیم که این جماعت ، همواره موضعی معتدل در برابر مذهب شیعه داشته و برافروختن آتش اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی را به شدت رد و محکوم کرده است . این جماعت اگر چه به وجود اختلافات آشکار میان دو مذهب اذعان دارد ، همواره اعلام کرده است که این اختلاف‌ها ماهیتی ثانوی دارند.علی رغم تمام این مسائل، مرسی در مقابل ایران موضعی آشکارا مخالف برگزید و علی رغم انتظارات، روابط با ایران را تحت تاثیر سلفی ها در پایین ترین سطح نگه داشت و در مقابل اقدامات مثبت ایران مانند لغو روادید آشکارا به مخالفت با ایران اقدام کرد.

۳- در کنار مسائل فوق، مرسی علی رغم تمام شعارهای اخوان المسلمین در ضدیت با اسرائیل به هیچ نحو نحو متعرض پیمان کمپ دیدید نشد و حتی در نامه معرفی سفیر جدید مصر در اسرائیل، آشکارا نسبت به پرز اعلام دوستی و وفاداری کرد.او همچنین علی رغم شعارهای “لن تحکمنا الیوم الامریکا”ی انقلابیون که به تعطیلی سفارت آمریکا منجر شد کماکان خود را زیر یوغ آمریکا نگه داشت و تلاش کرد در سایه وی خود را حفظ کند.

به نظر، این مسائل و نیز ناتوانی وی در تمشیت امور،زمینه را برای کودتا علیه وی و برکناری خفت بارش فراهم کرد.

این اتفاقات علاوه بر این زمینه ها، پیامهایی نیز داشت.از جمله این پیامها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱- گروههای اسلام گرا برای بقاء و رشد و شکوفایی جهان اسلام  باید به درون خود توجه کند و با پرهیز از تفرقه، هیچگاه به رزیم صهیونیستی و آمریکا و ایادی آنها اعتماد نکنند.مرسی تلاش کرد تا با جلب جمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی خود را حفظ کند اما همانها شرایط را برای حذف خفت بار وی فراهم کردند.عربستان سعودی اولین مقصد سفر خارجی مرسی بود اما همین عربستان اولین کشوری بود که بعد از دو ساعت از روی کار آمدن رئیس جمهور موقت به وی تبریک گفت.

۲- جمهوری اسلامی هیچگاه به مساله فلسطین و گروههای مبارز نگاه ابزاری نداشته و ایران شیعی همواره مهمترین حامی حماس سنی بوده است.قضایای مصر و روی کار آمدن اخوان و نیز تحولات سوریه، حماس را دچار توهم کرد و گمان کرد که می تواند به آغوش مصر و عربستان و قطر پناه ببرد در حالی که قطر بلافاصله بعد از سقوط مرسی، طی اولتیماتوم ۴۸ ساعته از مشعل خواست که خاک این کشور را ترک کند!

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.