نقد و بررسی دولت‌های پس از انقلاب، ضعف‌ها و قوّت‌ها

نشستی انتخاباتی با موضوع نقد و بررسی دولت‌های پس از انقلاب، ضعف‌ها و قوّت‌ها در روز چهارشنبه یکم خردادماه در سالن آمفی تئاتر موسسه آموزش عالی کار و با حضور مسئولین محترم استانی، رؤسا، کارکنان و دانشجویان برگزار گردید. به گزارش روابط عمومی دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد استان قزوین، در این نشست جناب آقای دکتر جهان‌بین عضو هیأت علمی و معاون فرهنگی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) و مسئول شورای هماهنگی فعالیت‌های فرهنگی دانشگاه‌های استان در خصوص موضوع نشست به ایراد سخنرانی پرداخت.گزارشی از سخنرانی در زیر ارائه می گردد.

نقد و ارزیابی به معنای تحلیل و تبیین شرایط، ضعفها و قوتهاست و نه به معنای تخریب. هدف از نقد ارائه کارنامه ای به جهت پرهیز از ضعفها و تاکید بر قوتها در آینده ست.مضاف آنکه برای نقد باید معیار داشت و معیار ما اهداف انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل(ره) است.

در خصوص ارزیابی دوره سازندگی باید توجه کردکه کشور پس از جنگ وارد مرحله تازه ای می شد.ویرانی شهرها، حدود یک میلیون آواره ، قریب به ۵۰۰۰۰۰شهید، جانباز، اسیر و …،استقراض خارجی که برای جنگ صورت گرفته بود و… همه شرایط سختی را پیش رو گذاشته بود.در این شرایط ، دولت بنا را به درستی بر بازسازی و جبران لطمات ناشی از جنگ گذاشت که بر اساسس پیش بینی ها حدود ۱۰۰۰میلیلرد دلار خسارت مستنقیم و غیر مستقیم ارزیابی می شد.اما خطای راهبردی که در این مسیر صورت گرفت و در کنار خدمات فراوان، آسیبهای سنگینی وارد کرد عبارت بود از تبعیت از الگوهای حاکم بر نظامهای اقتصادی جهان که نه تنها نتوانست به اهداف مدنظر برسد و با تسلط این نگاه و به حاشیه رفتن مسائل فرهنگی ، جهت گیری کلان جامعه انقلابی را تحت تاثیر قرار داد و نقش موثری در تغییر نظام ارزشی جامعه ایفا کرد.در این الگوها ، بر آزادسازی قیمتها،کاهش تدریجی یارانه ها و آزاد سازی قیمت ارز تاکید می شد، خصوصی سازی مورد توجه قرار گرفت و در همین راستا ضابطه زدایی از بانکها صورت گرفت و در کنار فقدان نظارت، سیاست درهای باز در پیش گرفته شد.با یک نگاه غلط فرهنگ مورد غفلت قرار گرفت و از اینرو در برنامه اول توسعه ابدا سخنی از فرهنگ در میان نیست و همه چیز با محوریت اقتصاد  مطرح شد که از این برنامه اساسا با عنوان تعدیل اقتصادی یاد می شود. در نتیجه این مسائل  شاهد آنیم که با محوریت مفهوم توسعه، عدالت مورد غفلت قرار گرفت و در سایه ضابطه زدایی و فقدان نظارت، طبقه جدید برخورداری شکل گرفت که عمده ثروت جامعه را در دست گرفت.با شکل گیری این طبقه اشراف و  مسابقه تجمل در جامعه، جامعه انقلابی در مسیر قناعت زدایی گام برداشت.به عنوان مثال در سال ۷۹، ۵/۳۱ درصد مردم، رفاه را اولویت اول دانسته اند در حالی که این درصد در سال ۸۲ به ۱/۳۵درصد می رسد.در کنار این مسائل، میان دولت و ملت نیز آرام آرام گسستگی ایجاد شد.تورم ۵۰ درصد را نیز می توان جزو نتایج قطعی این سیاست غلط دانست.

در این دوران، طبقه متوسط رو به رشد گذاشت.دو برابر شدن جمعیت، دو برابر شدن وافزایش تعداد دانشجویان و اساتید و کارمندان و طبقاتی از این دست در همین مقطع اتفاق می افتد.اما نکته مهم آن است که این طبقه از فضای باز سیاسی برخوردار نیست و فشارهای و تنگناهای شدیدی در این مقطع بر حقوق مصر ح شهروندی  در قانون اساسی اعمال می گردد.نتیجه این شرایط، روی کار آمدن دولت اصلاحات بود.دولت اصلاحات در واقع ظرفیت دیگری از انقلاب اسلامی را که همان توجه به آزادی بود مورد توجه قرار داد.منتها برخورد افراطی و ساختارشکنانه افراطیون از جریان اصلاحات و عدم فهم درست از آزادی و عقلانیت و… موجب شد که این فرصت به ضد خود تبدیل شود. اتفاقات مجلس ششم، پیگیری خط سازش و ذلت در برابر آمریکا، تعمد در هنجارشکنی و سست کردن  ارزشها از جمله مسائلی بود که در این دوران پیگیری شد.بنده خاطرم نمی رود من با یکی از آقایان درسی داشتم.روزی بعد از کلاس به مناسبتی گفتند یک روز آقای حجاریان مرا به ساختمان مشاوران ریاست جمهوری دعوت کرد.بعد از خوش و بش گفت فلانی ما می خواهیم آن بالایی را پایین بکشیم و منظورش رهبری بود!در کنار این مسائل، از جهت اقتصادی نیز همان خط کارگزاران پیگیری شد.در نتیجه ما شاهد هستیم که اقبال مردم به این جریان کم می شود و در انتخابات شورای شهر مورد طرد مردم قرار می گیرند.در انتخابات ریاست جمهوری نیزکه با حضور تمام قد جریانها اتفاق افتاد مردم به فردی رای دادند که آشکارا از ارزشها و آرمانها دفاع می کرد و بر عدالت و اشرافیت ستیزی تاکید می نمود.

دولت دکتر احمدی نژاد قطار انقلاب را که تلاش شده بود از ریل خارج گردد مجددا به مسیر باز گرداندو ارزشها را احیاء کرد و این بزرگترین خدمتی است که به انقلاب اسلامی نمود.مقام معظم رهبری در سال ۸۴ فرمدند اگر ایشان رای هم نمی آورد همین گفتمان ایشان کفایت بود.تاکید بر عدالت و توجه به محرومین و ارتباط نزدیک با توده مردم، توجه به حقوق آنان از جمله در یارانه ها، توجه به مسکن مردم، ایستادگی در مقابل ابرقدرتها و سیاست خارجی فعال و مهاجم در مقابل انفعال ،باور به توانمندی ایرانی که نتیجه آن در رشد علمی بسیار بالایی که خصوصا در ۸ سال گذشته رخ داده است خود را نشان می دهد، توجه به اصلاحات ساخناری چون اصلاح نظام بانکی، گمرک و… همه از قوتهای مهم این دولت است.اما ضعفهایی چون، عدم توجه به مقوله عدالت در حوزه فرهنگی و شکستن انحصارها ،حاشیه سازی و جنجال آفرینی، توجه به مسائل فرعی و افتادن در مسیری غیر از دغدغه های مردم،جدایی از روحانیت که نتیجه آن کاملا در بحثهای متضاد و مساله داراندیشه ای  که از سوی برخی افراد بیان می گردد،عدم تمکین به قانون و لو بر خلاف نظر شخصی،افشاگری و ایجاد التهاب در جامعه  همه و همه ضعفهایی هستند که بر چهره این دوران نشست و تاریخی درخشان را لکه دار کرد. مردم آشکارا احساس کردند که در شرایطی که آنها در وضعیت سختی از نظر اقتصادی هستند، گویی اولویت رئیس جمهورشان عوض شده و هر روز دست در دست فردی از این سفر استانی به آن سفر استانی!و دیگر آنکه به اصطلاح اصولگراها به جان هم افتاده اند و همه در فکر مدیریت همند و همه همدیگر را مقصر وضع موجود می دانند.

ما اینک پس از سه دهه از انقلاب اسلامی، رئیس جمهوری می خواهیم که نگاهی همه بعدی به اهداف انقلاب اسلامی داشته باشسد و با برخورداری از نقاط قوت  از ضعفها به دور باشد

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.