شکوفایی فرهنگی در سایه شکستن انحصارها

در مناظره دوم که با موضوع دیدگاههای فرهنگی اجتماعی برگزار شد، منطق و اندیشه ارزشمندی از سوی دکتر جلیلی ارائه گردید که به نظر اینجانب تطابق کامل با گفتمان اسلام و انقلاب و دیدگاههای امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری دارد.در این نوشتار کوتاه به اجمال به سرخط برخی از این دیدگاهها اشاره می دارم و آنها را بازخوانی می نمایم:

۱-   اگر قدر متیقن تعاریف ارائه شده از فرهنگ را مجموعه اعتقادات، ارزشها، رفتارها و نمادها بدانیم که در جامعه در حال تولید و بازتولیدند و اعتقاد داشته باشیم که سیر حرکت از مبانی شروع و به رفتارها ختم می شود و حتی اگر از رفتارها و نمادها شروع شود برای ماندگاری نیازمند پشتیبانی شدن از سوی مبانی و ارزشهاست، در این صورت ، لایه اعتقادات بیشترین تاثیر را در فرهنگ و هویت خواهد داشت و اینجاست که باید سوالات کلیدی در حوزه هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی مشخص پاسخ داده شود و هرنوع پاسخی بر لایه های بعدی تاثیر قطعی خواهد داشت.دکتر جلیلی اعتقاد دارند باید به دور از التقاط، پاسخهای ما در این بخش ، بر آمده از اسلام ناب و انقلاب اسلامی باشد و در همه برنامه ریزیها بر آنها تاکید گردد و هدف از مدیریت فرهنگی، قرار گرفتن منابع در خدمت این اهداف باشد.

۲-   در بحث مدیریت فرهنگی در جامعه ایشان با رد دو دیدگاه لیبرالیستی که قائل به رهاشدگی فرهنگ و تاکید بر نظم خود انگیخته است و نیز رد دیدگاه مدیریت همه جانبه و تمامت خواه، معتقد است که باید در راستای مبانی و ارزشها و رفتارهای منبعث از گفتمان اسلام ناب ، فرهنگ را باغبانی کرد.بدین معنا که با تامین فضای مناسب و امن برای رشد فرهنگی که این نیز می باید توسط خود مردم اتفاق بیفتد، زمینه ها برای شکوفایی استعدادها و ظرفیتها فراهم شود و به عبارتی دولت، نقش حامی، هادی و ناظر داشته باشد.از اینرو مساله وارونگی جایگاه ستاد و صف که الان با آن روبرو هستیم می باید حل شود و ستاد در جایگاه ستاد قرار گیرد و نه صف.

۳-   ایشان با نگاهی راهبردی و با پرهیز از پراکنده گویی، در مقام مدیریت فرهنگی جامعه برروی سه نقطه کلیدی دست گذاشتند یعنی مادر، معلم و مسجد.بر این اساس باقی نقشها نقش مکمل و متمم است و هیچ چیز نباید به این سه عنصر لطمه وارد کند.و از همینجاست که سیاستگزاری بر اساس نگاه دینی با سیاستگزاری بر اساس نگاه غربی فی المثل در زمینه زن و خانواده خود رانشان می دهد.

۴-   ایشان معتقدند که دیکتاتوری در هر شکلی و هرنامی مانع بروز استعدادهاست و لذا باید انحصارها را شکست و همه افراد جامعه را به تعبیر روایت شریف نبوی به مثابه معادن طلا و نقره ای دید که در آنها ظرفیتهای بسیاری نهفته است و باید تلاش کرد تا موانع را برداشت و با عدالت به صحنه نگریست تا این ظرفیتها شکوفا شود.

۵-   ایشان معتقدند در کنار همه این مسائل، خرده فرهنگ دولتمردان تاثیر بسزایی در فرهنگ جامعه دارد لذا با توجه به این اصل که “مردم به امرائشان بیشتر شباهت دارند تا پدرانشان” باید اشاعه فرهنگ اسلامی و انقلابی از ناحیه راس هرم به قاعده باشد.لذا دولت کم کار، پرهزینه ، اشرافی، واداده و سازشکار و  … نمی تواند خواهان وجود صفاتی چون،پرکاری، قناعت، ساده زیستی و مقاومت در بین مردم باشد.

۶-   ایشان معتقدند که هنر دستوری نیست و هنر متعالی و فاخر برامده از جان هنرمند متعالی و فاخر است.لذا هر اندازه جامعه به سمت تعالی و معنویت حرکت کند، هنر و هنر مند نیز به همان اندازه متعالی خواهد بود و از طرف دیگر هنر و هنرمند نیز در تعالی جامعه نقس بسزایی دارد و لذا ارتباط دو سویه برقرار است.با این اصل هم باید بر رشد جامعه تلاش کرد و هم فرصتها را در اختیار هنرمندان متعالی قرار داد که در گوشه و کنار این کشور پهناور هیچگاه دیده نشدند که اینها هرگاه وارد صحنه شدند بی هیچ تمنایی نشان داده اند که از همگان سرترند.

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.