مفاهیم مهمی مانند خودی و غیر خودی، فتنه و انحراف نباید بدون توجه به بار معنایی آنها و به عنوان محملی برای تاخت و تاز به یکدیگر مطرح شود

مدتهابود که بنا داشتم یادداشتی درباره مشکین شهر بنویسم که اقتضائش فراهم نمی شد تا اینکه عزیزی به مناسبتی از من خواست که اگر نظری دارم برای انتشار در سایتهای محلی تقدیم کنم.من هم فرصت را مغتنم شمردم و خواستم چند نکته ای در این باره بنویسم.

مشکین شهر قطعه ای از بهشت است که در آغوش سبلان پرشکوه ، آرام گرفته است و هدیه ای است الهی.همواره به مشکین شهر عشق ورزیده ام و آنگاه که به مناسبتهای مختلف از من پرسیده اند اهل کجایید با افتخار تمام گفته ام مشکین شهر.شهری با مناظر طبیعی و ودیعه های الهی بی نظیر و از آن مهمتر استعدادهای انسانی برجسته که در بسیاری اوقات در ذیل مناظر طبیعی اش مورد غفلت قرار گرفته است.اما هر گاه که به مشکین شهر می آیم غم وجودم را فرا می گیرد که اساسا تغییری در شهر نمی بینم که مرادم از تغییر فقط تغییر ظاهری نیست که چند آلاچیق اضافه کنیم بلکه منظورم  پویایی و نشاط و رونقی است که از دل استعدادها و امکانات این اقلیم جوشیده باشد.بیش از این بنا ندارم که در باب دردها بگویم که همگان شنیده ایم و گفتنش آزاردهنده است.اما چرا این وضعیت پیش آمده است؟در پاسخ به این سوال کلیدی به چند پاسخ کلیدی اشاره می کنم.

الف- به نظرم مشکین شهر بسیار سیاست زده است.سیاست دانی و آگاهی و صاحب تحلیل بودن نه تنها بد نیست بلکه ضروری است و مردم فهیم شهرستان همیشه دارای این ویژگیها بوده اند اما آنچه مذموم است اینکه منافع شهرستان در مناسبات مورد توجه قرار نمی گیرد.به عنوان مثال اینکه چه کسی نماینده شهرستان بشود و یا اینکه چه کسی در فلان مسند قرار بگیرد بستگی دارد که ما با چه رویکردی به موضوع نگاه کنیم.آیا ماکسی را باید به مجلس بفرستیم که با دو شان ملی و منطقه ای به نمایندگی از مردم حوزه انتخابه خود در شوون ملی و منطقه ای در نقشهای قانونگذاری و نظارتی نقش ایفاکند و یا کسی را به مجلس بفرستیم که صرفا در مناسبات سطح پایین سیاسی قابل ارزیابی است.مع الاسف در بسیاری از مناصب آنقدر سطح کار تنزل یافته است که هرکس در خود به صورت بالفعل احساس می کند که می تواند در آن جایگاه قرار گیرد .همین سیاست زدگی باعث شده است که تفرقه وجود داشته باشد و بی شک دست قدرت خدا همراه جماعت است.امروز مشکین شهر به کسانی نیاز دارد که فراتر از نگاههای قبیله ای و قومی و سیاسی از تمام ظرفیتها بهره بگیرد و آزموده ها را دوباره نیازماید.

نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند              نه هر که آینه سازد، سکندری داند
نه هر که طرف کله کج‌نهاد و تند نشست         کلاه‌داری و آیین سروری داند
هزار نکتهٔ باریک‌تر ز مو این‌جاست                   نه هر که سر بتراشد قلندری داند

ب- تازمانی که نمایندگان مشکین شهر و مسئولین شهرستان برای پیشرفت شهرستان نگاه به دولت دارند و در اظهار نظری بسیار غیرمسئولانه بیان می دارند که چون دولت بودجه نداده است پس هیچ از هیچ، چنین وضعیتی در شهرستان قابل پیش بینی است.نگاهی به شهرستانهای موفق نشان می دهد که این مناطق با جدیت فراوان توانسته اند حمایت بخش خصوصی را جذب کرده و از آن طریق، زمینه رونق را فراهم آورند و با حمایتهایی از قبیل سهل گیریهای مالیاتی، تسهیلات بانکی و … زمینه کار را فراهم کنند.

ج- متاسفانه در شهرستان،بعضا افراد به راحتی با آبروی یکدیگر بازی می کنند و غیر از اینکه اینکار مخالف اخلاق اسلامی است زمینه هدر رفت سرمایه های انسانی را فراهم می کند و موجبات تفرقه و جدایی را فراهم می نماید.موضوعاتی مانند خودی و غیر خودی، فتنه، انحراف و … علی رغم اینکه می باید مورد تعمق قرار گیرد و در مناسبات مراعات شود و به عنوان خط قرمز مد نظر قرار گیرد  اما نباید دستاویزی برای ارضاء شهوت قدرت طلبی و عرصه ای برای تاخت و تاز باشد و به عنوان بازیچه و بدون توجه به بار معنایی آنها در فضا پرتاب گردد!.به عنوان نمونه اگر کسانی از مسئولین بعد از راهپیمایی روز قدسی نتوانسته اند به نماز جمعه بیایند باید مساله را به این برگردانیم که آنها با نماز جمعه مشکل دارند و یا به تعبیر علی(ع) تلاش کنیم آنها را با حسن نیت توضیح دهیم.علی (ع) فرمودند که وظیفه حکام پاک کردن آن چیزی است که آشکار شده است و نه آشکار کردن آن چیزی که غایب است. و یا به چه مناسبتی می توان فردی را بدون ارتباطات وثیق و مدارک مستند به جریان انحراف منتسب کرد و از آن طریق، کار خود را پیش برد و جالب آنکه اینگونه نسبتها و با راحتی و با اعتماد به نفس تمام مطرح می شود.

د- به راستی چه میزان مشکین شهری تحصیل کرده در سراسر کشور وجود دارد؟آیا اینها سرمایه های شهرستان نیستند؟چه کسانی تا بحال تلاش کرده اند از این سرمایه ها که عاشق پیشرفت شهرستانشان هستند بهره بگیرند و از هرکس متناسب با آنچه از او می آید استفاده کنند.

               سالها دل طلب جام جم از ما می کرد  آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد.

پیشرفت یک شهرستان در سایه همدلی و وحدت و اتکاء آن شهرستان به منابع داخلی و با تدبیر صورت می گیرد و نه با چشم داشتن به دیگران.

ه- همواره مسیر اصلاح از نخبگان و خواص ، شروع می شود که به تعبیر بلند نبی مکرم اسلام(ص) “لا تصلح عوام هذه الامّه الاّ بخواصّها”؛ اصلاح توده‌ی مردم، به‌اصلاح زبدگان و نخبگان هر کشور و جامعه بستگی دارد. از پیغمبر پرسیدند زبدگان چه کسانی هستند – «قیل یا رسول اللَّه و ما خواصّ امّتک؟» – فرمود: «خواصّ امّتی العلماء و الأمراء»؛ دانشمندان، روشنفکران، آگاهان، امرا و زمامداران، خواص و نخبگان .از اینرو نخبگان در این زمینه مسئولیتی بی مانند دارند.تصحیح فرهنگی و جهت دادن به حرکتها از رقابتهای شخصی و فردی به رقابت برای پیشرفت جمعی که در سایه آن پیشرفت فردی نیز فراهم می شود و بالا بردن منطقی انتظارات و همتراز کردن آن با آنچه باید باشد بسیار می تواند در خروج از این وضعیت موثر گردد.

به امید پیشرفت ایران اسلامی عزیز و قرار گرفتن آن در اوج قله های اقتدار

 

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.