رئیس جمهور آینده چگونه می باید باشد ؟

مقاله ای که پیش روی شما قرار دارد نوشته ای است که اینجانب به درخواست دوست عزیزم جناب آقای محمد مهدی تهرانی –  سردبیر محترم-برای شماره ۶و ۷ نشریه اصولگرا از سری جدید آن نوشتم و تقدیم کردم.در این نوشته تلاش کردم که به اجمال و با اندکی عجله ضمن مروری گذرا بر روند سی سال گذشته، بایسته ها را برای رئیس جمهور آینده تبیین کنم و عمیقا اعتقاد دارم که رئیس جمهور آینده می باید با حفظ و تقویت نقاط قوت از ضعفهای موجود به دور باشد.

مقدمه:

رئیس جمهور آینده چگونه می باید باشد و چه راهبردهایی را بایستی در دستور کار قرار دهد؟ این سوال، سوال بسیار مهمی است که در آستانه اتنخابات یازدهم ریاست جمهوری جا دارد مورد تامل قرار گیرد.در پاسخ به این سوال لازم است نگاهی به انقلاب اسلامی و اهداف آن به عنوان چارچوب نظری و تحلیلی کلی بر روند ۱۰ دوره گذشته داشته باشیم تا بتوانیم نسبت به آینده و بایسته های آن تحلیلی ارائه نماییم.

۱-   انقلاب اسلامی چه بود و به دنبال چه می گشت؟

بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تلاش علمی برای پاسخ به چرایی وقوع این انقلاب، به‌ویژه در بین متفکرین غربی، آغاز شد. گروهی از نظریه‌پردازان از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بر آن شدند انقلاب اسلامی را براساس نظریات موجود تبیین کنند و گروه دیگری نیز کوشیدند نظریات علمی موجود را به کمک انقلاب اسلامی محک بزنند و نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کنند. عده‌ای از نظریه‌پردازان نیز درصدد برآمدند به کمک تحلیل‌های چند متغیری، انقلاب اسلامی را تحلیل نمایند. به‌هرحال علل مختلفی برای پیروزی انقلاب اسلامی عنوان شد.اما آنچه بیش از همه مورد تاکید قرار گرفته است این حقیقت است که انقلاب اسلامى با بیان نظریه «نه شرقى نه غربى» به دنبال ایجاد  ابَر نظمى جمعى مبتنى بر برابرى دولت ها و حاکمیتها و تحقق حقوق الهى و انسانى ملت ها در نظام بین‏الملل است و تلاش دارد با احیاى ظرفیت‏ها و امکانات فراموش شده ملت هاى غیر متعهد و نفى انفعال و مرعوبیت در برابر استکبار، ریشه‏هاى وابستگى ملت ها به قدرتهاى بزرگ را قطع نماید  .این انقلاب به دنبال آن است که با افشاى ماهیت سلطه گرانه و سیاستهاى یک جانبه گرایانه قدرتهاى بزرگ خط بطلانى براسطوره شکست ناپذیرى آنان بکشد و بسترى مناسب را براى حرکت‏هاى مستقل و آزادى‏بخش براساس خودآگاهى محرومان و مستضعفان فراهم سازداز اینرو، انقلاب اسلامى با گشودن جبهه‏اى ثالث در نظام بین‏الملل یا راه‏حلى سوم در جهان آزادیخواه توانست با نظم بین‏الملل مادى گرایانه به مقابله برخیزد و به فرهنگ سازى در زمینه‏هاى استقلال‏طلبى و استعمار ستیزى در میان ملت هاى جهان سوم مبادرت نماید. این حقیقت بزرگ انقلاب اسلامی را می‌توان در کلام و دغدغه‌های رهبر و بنیان‌گذار انقلاب اسلامی به وضوح جستجو کرد. امام راحل(ره) در اینباره می فرمایند:

” مسئله اساسی ما این نبود که رژیم سلطنتی برود و قطع ایادی دیگران بشود، اینها همه مقدمه بود برای مسئله اساسی ما؛ و آن اسلام است. انبیا که جنگ می‏کردند با مخالفین توحید مقصدشان این نبود که جنگ بکنند و طرف را از بین ببرند، مقصد اصلی این بود که توحید را در عالم منتشر کنند”[۱]

امام خمینی(ره) کینه تمام‌ناشدنی استکبار نسبت به ملت ایران را واکنشی در برابر اعتقادات و استقلال مردم و شعار نه شرقی و نه غربی آنان می‌شمارد[۲] و در بیانی بسیار مهم می فرمایند:

” من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و ازهیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد وفحشای سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ماهنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم .مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت – ارواحنافداه – است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قراردهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارندمنصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنانیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری وصمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می آورد،ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی ،فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب ، بی شهادت میسر نیست . “[۳]

امام خمینی(ره) با اشاره به درگیری با ابرقدرتها در مسیر گسترش نفوذ اسلام در بیانی تاریخی می فرمایند:

“ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم.حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم”[۴]

بر اساس آنچه گفته شد به وضوح روشن است که مهمترین هدف انقلاب اسلامی درافکندن طرحی نو و شکل دهی تمدنی جدید بر مبنای اصول و ارزشهای اسلامی و ارائه الگویی ممتاز در جهان بود و بدین جهت است که از همان ابتدا تا کنون این انقلاب، دشمنیهای زیادی را از ناحیه مستکبرین تجربه نموده است.

۲-   تجزیه و تحلیل روند گذشته:

تجزیه و تحلیل روند گذشته و ارائه ارزیابی از عملکرد نظام جمهوری اسلامی در حوزه قوه مجریه، اساسا در این مجال کوتاه امکان پذیر نیست و بررسی عملکرد و بیان ضعفها و قوتها و دوری و نزدیکی از اهداف انقلاب، خود پژوهش مفصلی می طلبد که امید است انجام پذیرد.اینجانب ناگزیر تنها به بخشی از ضعفها و قوتهایی که دولتها بدان متصف بوده اند اشاره می نمایم و در این اقدام بیشتر بر روی برنامه های پنجساله که پس از جنگ تدوین گردید تاکید می نمایم.

برنامه اول توسعه به جهت تاثیرگذاری بر دیگر برنامه های توسعه و تاثیرات شگرف بر حوزه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی از جمله مهمترین برنامه ای توسعه و شاید مهترین برنامه توسعه باشد. چند ماهی از طی شدن مراحل قانونی برنامه اول نگذشته بود که برنامه جدیدی در سازمان برنامه به نام «برنامه تعدیل اقتصادی»تدوین شد که در سطح محدودی در دولت به بحث گذاشته شد و از آن به بعد در بسیاری از موارد، برنامه پنجساله اول ،تحت‌الشعاع جهت‌گیری‌های این برنامه جدید و غیرمصوب، قرار گرفت[۵].در این قانون، ریشه تمام مشکلات کشور در مشکلات صرفاً اقتصادی خلاصه گردید و از اینرو با قرار گرفتن توسعه اقتصادی آنهم بر اساس نسخه های غربی به عنوان پارادایم غالب، اولا مفهوم عدالت که جزء محوری ترین شعارهای انقلاب اسلامی بود به حاشیه رفت و چنین گمان شد که رشد بالا نهایتا به عدالت منجر خواهد شد.نکته ای که نهایتا به دوقطبی شدن جامعه انجامید و به شکل گیری طبقه جدیدی از ثروتمندان با ارزشهای خاص منجر شد و ثانیا با این محوریت و قرار گرفتن جامعه در مسابقه رفاه، ارزشهای انقلابی همچون قناعت، ایثار و … کمرنگ تر شد و مسئولین نیز به سمت تجمل گرایی حرکت کردند و از اینرو متاسفانه نسلی که انقلاب را ندیده بود از این دریچه با انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن آشنا گردید.به عبارتی قدم مهمی و لو ناآگاهانه  در راستای جدا افتادن نظام اسلامی از اهداف اساسی و مدغم شدن و مضمحل شدن در نظام جهانی بود.جدول زیر که توسط یکی از پژوهشگران آماده شده است نمایانگر این مطلب است: [۶]

دولتها

توسعه

اقتصادی

توسعه

سیاسی

عدالت

اجتماعی

فرهنگ

و معنویت

سیاست

خارجی

امنیت

سایر موارد

دولت هاشمی رفسنجانی

۵۰

۱۱

۱۰

۹

۱۷

۳

 

در کنار این مسائل و نادیده گرفته شدن استقلال اقتصادی کشور که می باید در گام اول در طرحریزی مدل اقتصادی بومی مورد توجه قرار می گرفت، مساله توسعه سیاسی مورد غفلت قرار گرفت و فضایی فراهم نگردید تا در کنار توسعه اقتصادی و همتراز با آن امکان فعالیتهای آزادانه سیاسی محقق گردد.

 برنامه پنجساله دوم نیز که با یک سال فاصله از پایان برنامه اول به تصویب رسید متأثر از برنامه اول و تعدیل اقتصادی  بود و از همین روی از آن می گذریم.

ناظر به این چالشها و با توجه به افزایش جمعیت جوان کشور و گسترش سطح آموزش عالی و افزایش میزان مشارکت طلبی در بین مردم، دولتی روی کار آمد که بر یکی دیگر از شعارهای اساسی انقلاب اسلامی یعنی آزادی و ایجاد فضای سازنده سیاسی تاکید می نمود.اما نکته بسیار مهم دیگر آن است که سیاستهای اقتصادی این دولت نیز در راستای همان سیاستهایی بود که دولت پیشین برآن تاکید می ورزیدو تیم اقتصادی دولت خاتمی نیز همان تیم اقتصادی دولت هاشمی بودند.بر همین اساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۷۸ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید نگرشی یکجانبه و منحصر در اقتصاد دارد و با تاکید بر همان سیاستها، تقریباً از برنامه‌های توسعه فرهنگی و اجتماعی در این قانون مطلبی دیده نمی‌شود.

جدول زیر در همین رابطه قابل توجه است:

دولتها

توسعه

اقتصادی

توسعه

سیاسی

عدالت

اجتماعی

فرهنگ

و معنویت

سیاست

خارجی

امنیت

سایر موارد

دولت خاتمی

۹

۵۰

۳

۲۰

۹

۹

 

بر همین اساس و به دنبال نادیده گرفته شدن رکن رکین عدالت در شعارها و سیاستگزاریها و استمرار شکاف مسئولین- مردم و غنی- فقیر و تاکید افراطی و یکجانبه بر توسعه سیاسی و مفاهیمی چون جامعه مدنی، تساهل، تسامح که در موارد قابل توجهی به عدول از ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی و نادیده گرفته شدن اصول “نه شرقی نه غربی” و حفظ کرامت و عزت ملی و سر تسلیم فرود آوردن در مقابل دشمن درجه یک ملت ایران یعنی آمریکا و کوتاه آمدن در موضع حمایت از فلسطین و … با نام تنش زدایی  منجر می شد، ملت ایران در انتخابات نهم ریاست جمهوری در حالی که همه طیفها و جریانها با نهایت قدرت در صحنه حاضر بودند به فردی رای دادند که آشکارا بر عدالت، محرومیت زدایی، ارتباط بی واسطه با مردم، مبارزه با سلطه، حمایت از آرمان فلسطین، اصل نه ظلم و نه انظلام تاکید می کرد.بر این اساس در برنامه چهارم توسعه توجه بیشتر و جدی تری به حوزه فرهنگ صورت گرفت. در این برنامه ها سیاست های فرهنگی در اولویت قرار گرفته است.[۷] همچنین در این برنامه  تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر و ارتقای سطح شاخصهایی از قبیل آموزش، سلامت، تأمین غذا، افزایش درآمد سرانه و مبارزه با فساد نیز مورد توجه ویژه قرار گرفته است .

مقام معظم رهبری نیز در سال پایانی دولت نهم به نکات مهمی در باب ویژگیهای این دولت پرداختند که اهم آنها عبارتند از:کارمحوری،منطبق بودن شعارهای کلی دولت بر شعارهای انقلاب، اعاده‌ى عزت ملى و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده‌طلبى سیاستهاى دیگران و ترک شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى، جلوگیری از استمرار روند غرب گرایی در بدنه مجموعه های دولتی، جرأت در ایجاد تحول، جرأت در مقابله‌ى با فساد، روحیه‌ى تهاجم در مقابله‌ى با زورگویان بین‌المللى، روحیه‌ى مردمى و خاکى این دولت، ساده‌زیستى – بخصوص در خود آقاى رئیس‌جمهور.

برخی از این ویژگیها همچون تاکید بر ارزشهای انقلاب و دارای وزن بودن در سیاست خارجی و … نیز در دیدار رهبر انقلاب با دولت دهم در سال پایانی آن نیز مورد تاکید قرار گرفت.به هرحال چنانچه بیان شد این ویژگیها همان ویژگیهایی بود که به خاطر آن مردم به دولت نهم و دهم رای دادند. در کنار این قوتها ضعفهایی نیز وجود دارد که انتظار می رود در دولت آینده نباشد.

 ۱-   اهمیت بیشتر به قانون؛

مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:

“قانون را اهمیت بدهید. قانون – وقتى که با ساز و کار قانون اساسى پیش رفت – حتمیت و جزمیت پیدا میکند. ممکن است همان مجلس یا دولت یا دیگران مقدماتى فراهم کنند که آن قانون عوض بشود – با طرحهایى که در مجلس مى‌آید، با لوایحى که دولت میدهد، با تصمیم‌سازیهایى که در بخشهاى مختلف انجام میگیرد – عیبى ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامى که قانون، قانون است، حتماً بایستى به آن عمل بشود و به آن اهمیت داده بشود. من این را تأکید مى‌کنم.”

۲-   نگاه صفر و یکی به مجموعه دولتهای پیشین؛

چنانچه بیان شد اشکالات عمده  و بعضا غیر قابل اغماضی در دولتهای پیشین وجود دارد اما این به معنای نادیده گرفتن خدمات نیست.آنچه بارها در سخنرانیهای رئیس جمهور محترم بیش از همه به نظر می رسید تاکید بر نفی گذشته و اثبات افراطی دولت خود است.بی شک چنین ادبیاتی با مجموعه درون انقلاب، به آتش مناقشات و جدالهای درونی خواهد دمید.

۳-   کم کاری در تولید منظومه فکری متناسب با اهداف انقلاب اسلامی در حوزه های اقتصادی و سیاسی و …

این دولت از آنجا که دائما بر ارزشهای انقلاب اسلامی و راه و روش بومی در اداره کشور و پرهیز از وابستگی به نظام سلطه تاکید می ورزید و نقطه قوت دولت احمدی نژاد نیز همین بوده است اما متناسب با این هدف در راستای فعال کردن مجموعه های نخبگانی معتقد که به تولید فکر و ادبیات در این زمینه بپردازند توجه شد و مع الاسف فرصت از دست رفت.به عنوان نمونه، چندین سال است که مقام معظم رهبری، نام گذاری سالها را به عناوین اقتصادی اختصاص می دهند و نشانه ها حاکی از تقابل آخرین جبهه دشمن با انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی بوده است اما امروز به عنوان مثال ما نی دانیم که آیا ارز باید تک نرخی شود یا دو نرخی و یا شناور؟!و اساسا می باید چه تعاملی با دلار به عنوان واحد پولی دشمن درجه یک نظام اسلامی می داشتیم؟!

 ۴-   تاکید بر مساله ایران و ایرانیت:

هیچ کس منکر اهمیت ایران نیست و سالها قبل مرحوم شهید مطهری به عنوان یکی از استوانه های فکری نظام جمهوری اسلامی، کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را نوشته اند ، اما هیچ کس نیز نیست که نداند اولا احیاء ایران پس از قرنها رکود و رخوت و آزاد شدن استعداد سرشار ایرانی از بند خروارها غل و زنجیر در سایه به ورود اسلام تمدن ساز به ایران بوده است و ثانیا آنچه نظام اسلامی را ایجاد و حفظ و در دل میلیونها مسلمان جا داده است همین نکته است که “جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد”

۵-   تصمیمهای عجولانه و ومقطعی:

نمونه های قابل توجهی را در دولت می توان دید که در آن تصمیمات مقطعی و عجولانه گرفته شده است که شاید دلیل آن را در همان ضعف سوم به عنوان ضعف مبنایی و نیز کمی کار کارشناسی در برخی از موارد بتوان جست.نمونه اخیر این دست موارد را می توان در تصمیم دولت در ممنوعیت واردات و صادرات فهرستی از کالاها و تغییر این فهرست پس از چند روز بود!

۶-   توجه کمتر به فرهنگ:

همانطور که بیان شد گفتمان ارزشی دولت خود مهمترین اثر فرهنگی را در جامعه گذاشت و تاکید بر ارزشهای انقلاب اسلامی را در مقابل ارزشهای غربی به عنوان یک افتخار مطرح نمود اما به هرحال متاسفانه به نظر می رسد که هنوز هم فرهنگ و حوزه فرهنگی در این دولت مظلوم است و تلاش جدی برای حمایت از کادر سازی و نخبه پروری بر اساس اصول و ارزشهای انقلاب در حوزه های گوناگون هنری همچون سینما و … نشده است.

۷-   اعلان عمومی برخی از اتفاقات قبل از تصمیم گیری و ایجاد انتظار غیرواقعی در جامعه

در این خصوص موارد قابل توجهی را می توان ذکر کرد که از جمله آنها می توان به اعلان مرحله دوم هدفمندی اشاره کرد.بیان مسائل به این نحو به هر نیتی، موجب انتظار غیرواقعی در جامعه و التهاب می گردد.

۸-   خط قرمز قرار گرفتن افراد به جای قانون:

وظیفه ای انسانی و شرعی است که از افراد در مقابل سخنانی که گمان می شود تهمت است حمایت کرد اما بیان این نکته که “کابینه خط قرمز است” موجب القاء این باور در جامعه می گردد که افراد محوریت یافته اند و این مساله ای خطرناک است و با ارزشهای دولتی که همواره بر ارزش محوری تاکید کرده و می کند سازگار نیست.

نکته مهمی که باید بدان اشاره کنم آن است که بیان این نکات در دولت نهم و دهم بدین معنا نیست که این ضعفها در دولتهای قبلی نبوده است بلکه زاویه نگاه این نوشتار در نقد دولتها متفاوت می باشد .

دولت آینده چگونه باید باشد؟

تا چند ماه آینده دوران قانونی دولت نهم به امام می رسد و انتخابات یازدهم شکل خواهد گرفت و این سوال مهمی است که رئیس جمهور و دولت آینده چگونه باید باشد؟

در پاسخ به این سوال به جهت پرهیز از تکرار مطالب گذشته تنها به چند مطلب اشاره می نمایم:

۱-  بی شک چنانچه گفته شد در تمامی ادوار مردم به کسانی رای داده اند که گفتمان آنها را نزدیک تر به گفتمان انقلاب اسلامی یافته اند و در رای دادن به آنها تلاش کرده اند نواقص دولت قبلی را پوشش دهند. از همین روی، تمرکز و تاکید بر اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و دراس آنها پای بندی به ولایت فقیه مورد خواست ملت “مقتدر مظلوم” ایران است و موفقیت در پیشبر اهداف منوط به همین اصول و ارزشهاست.بار اصلی این نظام بر دوش توده مردمی است که مرد و زن و پیر و جوان آن به ارزشهای فطری انقلاب اسلامی همچون زیر بار ظلم نرفتن، دفاع از کرامت و عزت ملی در مقابل سلطه جویان و عدالت و  … معتقدند و جدا افتادن از انها خسارتی غیر قابل جبران را به همراه خواهد داشت.

۲-  هر چند که به نظر می رسد در حوزه داخلی، عمده چالشهای دولت آینده در عرصه اقتصادی باشد اما غفلت از حوزه اندیشه ای و تولید ادبیات محتوایی متناسب با تراز انقلاب اسلامی در عرصه های اقتصادی و سیاسی و نیز غفلت از حوزه فرهنگی و تلاش برای شکل گیری جامعه تراز انقلاب اسلامی با محوریت قناعت و ساده زیستی، ایثار و قدرت تشخیص و حمایت از جریانی که به این مساله کمک می کند می تواند ضربه های مهلکی در بزنگاهها به نظام اسلامی وارد نماید.

۳-  پرهیز از تنش زایی در جامعه و متهم کردن قوا و تلاش برای تحقق وحدت و تمرکز بی وقفه بر کار و تلاش عالمانه نکته مهم دیگری است که رئیس جمهور آینده می باید بر آن تاکید کند چرا که اختلاف تنها به از دست دادن فرصتها منجر می گردد و بدیهی است که مردم در مورد عملکردها به خوبی قضاوت می کنند.

۴-  پای بندی به قانون و پرهیز از رفتارهای قانون گریزانه علی رغم وجود کاستیها و حتی تنگ نظریها در تصویب قانون یکی از انقلابی ترین فرائض است و بی شک قانون گریزی دولت می تواند به جامعه منتقل شود که دیگر تبعات آن را نمی توان کنترل نمود.

۵-  در حوزه سیاست خارجی، بی شک گفتمان غالب می باید گفتمان تهاجمی و دوری از انفعال باشد.امروزه جمهوری اسلامی در بهترین شرایط خود قرار دارد و قدرتمند تر از همیشه است و دلیل آن نیز شدت دشمنیهاست که “هرچه نعمتها بزرگ تر باشد وسوسه ها بیشتر است”.امروز، مردم ما تهدید اتمی فرانسه و حمله نظامی امریکا علیه ایران را مورد تمسخر قرار می دهند و به برکت آن در کشوری مانند مصر که سالها تجربه خفقان حاکمیت آمریکایی را دارد، مردم شعار میدهند که دیگر اجازه نخواهیم داد که امریکا بر ما حکومت کند.این سرمایه ای است که به برکت انقلاب اسلامی و ایستادگی سی ساله نظام اسلامی فراهم شده است و جهان اکنون در حال شکل گیری هندسه ای جدید بدون رهبری یکجانبه و ظالمانه آمریکا است و عدم توجه به این نکته، در افکار مردم، ساده لوحی و بی بصیرتی و زبون بودن تلقی خواهد شد.

امیدوارم خدای متعال، مرحله حاضر را نیز قدمی بزرگ در استای نیل به اهداف بزرگ انقلاب اسلامی قرار دهد.


[۱] – همان، ج‏۸ ، ص۴۲

[۲]. همان، ج ۲۰، ص ۲۰۳٫

[۳] – همان، جلد ۲۱،ص ۳۲۷

[۴] – همان، جلد ۲۱، ص ۸۱

[۵] . فرشاد مؤمنی،کالبدشکافی یک برنامه توسعه، مؤسسه تحقیقات  دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۴، ص ۱۳۰٫

[۶] – محمد  حسین زاده، گفتمان‌های حاکم بر دولتهای بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشر مرکز اسناد۱۳۸۶

[۷] . ر.ک قانون برنامه چهارم توسعه، انتشارات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور.سی دی حاوی این برنامه

 

درباره نویسنده

وبگاه فراروي شما، آینه‌ایست براي انعكاس ديدگاه‌ها، دغدغه‌ها و تحليل‌هاي اینجانب. امید که بتواند فرصت مغتنمی را براي طرح مساله، تضارب آراء و بهره برداري از مباحث عالمانه و كارشناسانه فراهم آورد.